هنر متعهد، سبک ساز زندگى اسلامى در اندیشه رهبرى

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

در دنیاى امروز، از ابزارهاى کارآمد و اثرگذار در پدیدارى و یا دگرسانى سبک زندگى مردم، بهره‏گیرى از هنر و به‏کارگیرى روشهاى هنرى است. در ایران، براى عینیت یافتن سبک زندگى اسلامى نیزبایسته است هنرمندان ما با ارزشهاى اصیل اسلامى آشنا باشند، تا بتوانند ابزار هنر را در تبیین و ترویج آن ارزشها به کار بگیرند.
مقام معظم رهبرى، از شخصیتهاى متفکرى است که مطالعه اندیشه‏هاى ایشان درباره هنر و چگونگى به‏کارگیرى این ابزار در نهادینه کردن سبک زندگى ایرانى - اسلامى، مى‏تواند اثرگذار باشد. به باور ایشان، نقش هنر در میدانهاى عمل، در پرورش روح ایمانى، بسیار کارساز و اثرگذار است. هنرمند باید یک انسان مسؤول و رابطه او با هنر رابطه‏اى مسؤولانه و تعهد آور باشد. هنر با همه اقسام آن: شعر، خوانندگى، طنز، قصّه‏گویى، قالى بافى، منبر، سینما و... مى‏تواند درخدمت زندگى و ارتقاى فرهنگ جامعه و ایجاد و اصلاح سبک زندگى قرار بگیرد، مشروط بر این که واقعى و متعهد باشد. هنر واقعى و حقیقى، ناشى از ادراک، بازتاب و تبیین است و دستیابى به آن، وقتى ممکن خواهد بود که پیش از هر روایتى، رؤیتى براى هنرمند تحقق پیدا کند. باورهاى دینى و فرهنگ انقلاب و دفاع مقدس، سرچشمه‏هاى هنر متعهد شمرده مى‏شوند و این هنر براى تأمین سبک زندگى، با دین، اخلاق وسیاست در تعامل است. سبک زندگى اسلامى وقتى مى‏تواند خودش را در قالب هنر بیاورد، که هنرمندِ خود باور و اسلامى داشته باشیم.

کلیدواژه‌ها


 درآمد

سخنان رهبر فرزانه انقلاب درباره لزوم تبیین سبک زندگى، پیام روشنى براى نقش‏آفرینان عرصه اندیشه و فرهنگ و بویژه هنرمندان دارد; زیرا هنرمندان با ابزار هنر مى‏توانند بر ارزشها و نگرشهایى که به شکل گیرى و جهت دهى افکار و رفتار مردمان مى‏انجامد، اثر بگذارند; ارزشها و نگرشهایى که با نفوذ در ذهن مردم، سبک زندگى فردى و اجتماعى آنان را تعیین مى‏کند. هنرمند با قدرت جاذبه خود واثرگذارى بر مخاطب، قادر خواهد بود موجبات فرهنگ‏سازى را، در زمینه‏هاى گوناگون زندگى، فراهم آورد و با به‏کارگیرى این ابزار کارآمد، سبک زندگى اصیل ایرانى - اسلامى را ارائه دهد و شاخصهاى مورد نیاز را تبیین نماید. بنا براین، هنر در تمامى زوایاى خود، این توان را دارد که در انتخاب سبک زندگى، عاملى تعیین کننده باشد; زیرا با ابزارها و شیوه‏هاى جذبى که در اختیار دارد، به خوبى از عهده الگوسازى در جامعه برخواهد آمد و خواهد توانست با الگوسازى، سبک زندگى دلخواه را در جامعه نهادینه کند.

پیش از انقلاب اسلامى، ابزار هنر در خدمت سبک زندگى ایرانى - اسلامى نبود، بلکه رواج دهنده سبک زندگى غربى بود. درعرصه هنر، بسیارى از هنرمندان، تسلیم فرهنگ مهاجم بودند. امّا پس از انقلاب اسلامى گامهاى بلندى در راه احیاى هنرهاى سنتى وفهم ودرک فلسفه هنرهاى اسلامى برداشته شد وکوشش شدتا به جنبه‏هاى کاربردى هنرهاى اسلامى وملى درزندگى فردى واجتماعى توجه شود. هم اکنون بسیارند هنرمندانى که کارهاى هنرى خود را بر بنیان ارزشهاى انسانى و فرهنگ اسلامى استوار کرده‏اند. این تحول فکرى در ساحَتِ هنر، وقتى به ثمر مى‏نشیند که نگاه هنرمند به اسلام، مدام رو به رشد باشد.

از راه‏هاى آشنایى هنرمندان متعهد با هنرى که با سبک زندگى اسلامى هماهنگى و همخوانى دارد، مطالعه افکار شخصیتهایى است که افزون بر فهم دقیق اسلام، به مقوله هنر نیز آشنایى دارند، زوایاى پیدا و پنهان هنر را مى‏شناسند و از روى آشنایى و آگاهى و درک این موضوع سخن مى‏گویند. به اعتراف اهل خبره از شخصیتهایى که در این زمینه اندیشه ورزانه سخن گفته است، مقام معظم رهبرى است. از این روى، براى دستیابى به دیدگاه ایشان در زمینه هنر، که در دنیاى امروز، به مثابه یکى از ضرورى ترین ابزار سبک زندگى است، اندیشه‏هاى هنرى ایشان را بررسى مى‏کنیم. با این تذکر که سعى شده است، تا دیدگاه رهبرى بیش‏تر با سخنان خودشان بیان گردد.

 

جایگاه ویژه هنر اسلامى

در نطریه رهبرى، ازمیانِ زوایاى گوناگون مباحث مربوط به هنر، بیش‏تر به آفرینش هنرى، دریافت، اجرا و نقد هنر توجه شده است. هنر در دیدگاه ایشان، در مفهوم عینى و خارجى به‏کار رفته است، نه در مفهوم نفس الامرى آن. و این رویکرد سبب شده است تا در تفکر ایشان کاربرد هنر و مدیریت آن در جامعه اسلامى جانشین بحثهاى انتزاعى رایج ومصطلح در فلسفه هنر گردد، اتفاقى که در میان نظریه پردازان هنر، آن هم در ردیف علما و صاحب نظران حوزه‏هاى علمى شیعه، بى‏مانند است و از یک جهش در تفکر شیعى - ایرانى و رویکرد تمدنى آن حکایت دارد و مى‏تواند در تبیین سبک زندگى مبتنى برداده‏هاى هنر، نقش اساسى به عهده گیرد.

از نظر رهبرى، هنر، روایت‏گر نوعى عقلانیت ووسعت فکرى است وماهیت پیچیده دارد. مى‏توان آن رادرمفهوم کلى به معنى اوج زیبایى و کمال یک روش1 یا یک کنش2 یا برخوردارى از یک جامعیت دانست3. امّادر معنى خاص آن، هنر بیان زیباییها و تخیلاتى است که انسان در ذهن خود از زیبایى دارد.4 به بیان دیگر، هنر از مقوله ابتکار و خلق است5 که ارزش آن را همه کس نمى‏فهمند و براى خیلى‏ها ناآشناست.6 با این حال، با خود هنر و مایه هنرى کسى نمى‏تواند مخالفت کند7. تا قریحه و استعداد هنرى در انسان نباشد، هر قدر هم که او زحمت بکشد8، همچنان در خَم اوّل باقى خواهد ماند.

نگاه جامعه شناختى رهبرى به هنر، هنر را در سطح یکى از عوامل اثرگذار در سبک زندگى تعریف مى‏کند. یک هنرمند مى‏تواند زندگى دریک کشور و بلکه دنیایى را با هنر خودش پوشش بدهد و ذهنیتهایى را بسازد و هدایتهایى را براى افراد بیافریند و یا لذتهاى روحى و معنوى را به کسانى که اهل التذاذ هنرى هستند، ببخشد.9 هنر در میدانهاى عمل در پرورش روح ایمانى، بسیار کارساز و مؤثر است10. و چیزهایى را بازتاب مى‏دهد که بیان ساده و عادى نمى‏تواند آنها را; بویژه به نسلهاى آینده و همین‏طور به نسل کنونى منعکس کند.11

البته باید دانست که اثرگذارى هنر در سبک زندگى انسانها، یک امر ناخودآگاه است و به خواست کسى که مخاطب هنر است، وابستگى ندارد. او بخواهد یا نخواهد، هنر این اثر را خواهد گذاشت12 و تا نهایى‏ترین لایه‏هاى ذهن انسان نفوذ مى‏کند و این تأثیر ماندگار و سازنده است.13

باید به این نکته توجه داشت که همه اقسام هنر اعم از شعر، خوانندگى14، طنز15 قصّه‏گویى،16 قالى بافى17، منبر18 و سینما مى‏تواند درخدمت زندگى و ارتقاى فرهنگ جامعه قرار گیرد. با این حال از میان انواع هنرها، هنر هفتم، یعنى سینما، بیش‏تر مورد تاکید ایشان است. در جایى، سینما را بدون شک یک هنر برتر مى‏داند که برترى آن ناشى از روایت‏گرى کاملًا مسلط آن است، که هیچ روایت‏گرى تاکنون در بین این شیوه‏هاى هنرىِ روایت واقعیت و حقیقت، تا امروز به این کارآمدى نیامده وسینما درواقع یک هنر پیچیده، پیشرفته و متعالى است.19

هنر در اندیشه رهبرى، بخشى از فرهنگ حاکم بر جامعه است و در ارائه سبک زندگى از سوى هنرمند و در یک قالب هنرى، به مخاطب انتقال مى‏یابد. یک هنرمند لازم است از هویت فرازمندى که به او سلطه دارد و محدودش مى‏کند، رها شود. بایسته است هنرمند نگاه متعهدانه به رابطه هنر و اجتماع داشته باشد. بنابراین، در اندیشه رهبرى، مفهوم هنرمند به منزله موجودى غیراجتماعى، که برخوردار از موهبت نبوغ و در انتظار الهامات و معارف از هنجارهاى مراودات اجتماعى باشد، مفهومى محدود وفاقد معنى است. هنرمند بر این اساس، بایسته است از حاشیه به متن باز گردد و به تعهدات خود پاى‏بند باشد.

رهبرى در جایى به پارادوکسیکال بودن رابطه هنر و تعهد اشاره مى‏کند: چون از سویى ضرورت دارد هنر، استقلال و عزت خود را حفظ کند20 و از سویى نیز باید متعهد باشد. لذا براى ایشان این پرسش به جد مطرح است که این دو چگونه مى‏توانند با هم سازگار باشند؟ در پاسخ، ایشان تاکید دارد که این تصور درست نیست. چون بحث مسؤولیت و تعهّد هنرمند، قبل از هنرمند بودن او به انسان بودن او برمى‏گردد. یک هنرمند قبل از این‏که یک هنرمند باشد، یک انسان است و انسان نمى‏تواند مسؤول نباشد21. به بیان دیگر، کسى که این موهبت از سوى پروردگار مثل همه ثروتهاى دیگر به او داده شده است، باید بار مسؤولیتى را هم براى خودش قائل باشد. این تکلیفها، لزوماً همه دینى و شرعى نیست; تکلیفهایى است که بسیارى از آنها از دل انسان برمى‏خیزد.22 بر این اساس، هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون، نسبت به جامعه تعهّد ذاتى دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمندِ تنبل و بى‏تلاش، که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى‏کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است.23 پس مى‏توان نتیجه گرفت که از نظر رهبرى، تز هنر براى هنر، یک مقوله انحرافى است; هنر باید در خدمت هدف باشد. از نظر ایشان درگذشته، هنرمندان بزرگ، هنرهاى خودشان را در خدمت اهدافى قرار مى‏دادند و اهداف امروز ما، مقدسات و ارزشهاى والاى اسلام و انقلاب است.24 پس نباید اهداف هنرى جامعه را بیگانگان تعیین کنند. به بیان دیگر هنرمندانى که هنرشان در خدمت اهداف بیگانگان است، هرچند هنرشان برجسته باشد، ارزشى ندارد.25

حضور کلى و جهان شمول هنر نظرگیرتر از آن است که بتوان هنر را نوعى کالاى تجملى بدانیم که در جامعه‏هاى مدرن تکوین یافته است. در بیانات رهبرى هنر به منظور نقش آفرینى در زندگى انسان، به جز تعاملى که با دین دارد و ما در بحث سرچشمه‏هاى هنر به آن اشاره خواهیم کرد، با اخلاق وسیاست نیز تعامل دارد; هنرمى تواند در این حوزه‏هاى مهم اجتماعى اثرگذار باشد.

 

1. هنر و اخلاق

از مسائل مربوط به تعامل هنرواجتماع، تأثیرى است که هنرمى تواند روى عواطف، احساسات و اخلاقیات انسانها بگذارد. آیا آثار هنرى که انسانها را مى‏رنجانند و آنان را به خشم و خشونت دعوت مى‏کنند، قابل پذیرش هستند؟ آیا آثار هنرى مى‏توانند شیوه‏هاى زندگى تثبیت یافته و قابل دفاع آدمیان رادگرگون کنند و آنها را مدام در برابر مسائل و مباحث ناروا و ناراست قراردهند و آرامش اجتماعى را به هم بریزند یا انگیزه‏هاى غریزى و شهوى را افزایش دهند ویا همدلى با بزهکاران وجنایتکاران رادرمیان آحادجامعه ترویج کنند؟ آیاهنرى که به تمرد وخشونت، جلوه دل پسندى مى‏بخشد، مى‏تواند دردسترس عموم قرار داشته باشد؟ این پرسشها وصدها پرسش دیگر، ریشه در تعامل هنر و اخلاق دارد و در نظریه رهبرى، هر جامعه و هر انسان و هر مجموعه بشرى، مایل است که هنر در خدمت ارزشهاى مقبول خودش قرار بگیرد26 بر این اساس، هنر با دین و اخلاق، نه تنها منافات ندارد، بلکه خلّاقیت هنرى مى‏تواند صددرصد در خدمتِ ارزشهاى دینى و اخلاقى باشد. با این حال، در دنیا، هنرمندان زیادى وجود دارند که واقعاً صاحب ذوق و هنر هستند و از پولهاى بى‏حسابِ دلارهاى نفتى مى‏گیرند و کتاب مى‏نویسند.27 ایشان این روش را بسیار نکوهیده مى‏داند و معتقد است یک هنرمندِ متعهد باید جنبه‏هاى ارزشى را رعایت بکند وتوصیه مى‏کند:

»استفاده بهینه از هنر و روشهاى هنرى; باید در خدمت اهداف انقلاب و اسلام باشد. «28

این توصیه براى آن است که:

»به بهانه آزادى تخیل یا آزادى هنرى، فضیلت‏سوزى و هتک اخلاق نشود. «29

ه:

»هنر ذهن و دل مخاطب را به سمت گناه و فساد نلغزاند«30

پس هنر و آثار هنرى‏اى مطلوب است که مبتنى براخلاقیات اصیل و ارزشهاى والاى الهى وانسانى باشد وسبک خاصى از زندگى را که مورد نظر اسلام است، مورد نظر و پسند قرار دهد و رشد وتوسعه آن را امکان پذیر نماید.

 

2. هنر و سیاست

هنر مى‏تواند یکى ازانواع فعالیتهاى سیاسى باشد. دولت مى‏تواند هنرمندان رابه کارگیرد تا لباسهاى متحدالشکل راطراحى کنند، آهنگ بسازند، سرود بخوانند، معمارى شهر را تغییر دهند. دراین حالت، سیاست، حالت کارفرما را نسبت به هنر ایفا مى‏کند. بااین حال، سفارشهاى دولتى، مى‏تواند میان داعیه خودمختارى هنرمندان وداعیه‏هاى مربوط به مصالح عمومى تعارضاتى راشکل دهد. باتوجه به اهمیت تعامل هنر وسیاست است که این رابطه اهمیت بسیار زیادى در سخنان رهبرى یافته است. فرهنگ استعمارى مى‏کوشد همه دنیا را تسخیر کند و ابزار ومرکب اصلى آن چیزى جز هنر نیست31 و این بهره کشى به دوره حاضر اختصاص ندارد.32 و اگراستعمارگران:

»این‏قدر روى هنر سرمایه‏گذارى مى‏کنند، این امربه علت کارایى هنر است. «33

براین اساس باید قدرى عمیق‏تر به هنر و سیاست نگاه کرد.34 باید توجه داشت که:

»مستکبران، هنر، سینما، فیلم، شعر، نوشتن، مغز و استدلال و فلسفه را در راه منافع استکبارى و چپاول‏گرى خودشان استخدام کرده‏اند. «35

آنها از شعر و نقاشى و داستان و فیلم و نمایش و بقیه شعبه‏هاى هنر، به عنوان ابزارى براى کوبیدن فضیلت، از بین بردن حقایق و فضایل معنوى و اسلامى، و سوق دادن به مادّى گرى و عیش و عشرت مادّى، سوءاستفاده مى‏کنند. و به همین دلیل، هنر حتى از قالب گروهى و جناحى نیز باید بیرون باشد تا به ابزار قدرت براى افراد سیاست زده بدل نشود:

»نگذارید خطوط و جناحهاى سیاسى و شبه حزبها بیایند و وارد این مقوله شوند و آن را قبضه کنند; زیرا در این صورت همه چیز تباه خواهد شد. «36

 

شناخت هنر متعهد

در این بخش، مناسب است نگاه انسان شناسانه وتعهدگرایانه رهبر نسبت به هنر را دنبال کنیم. درنظریه‏هاى انسان شناسى هنر با دو نگرش: هنر، به مثابه شکل و هنر به مثابه کارکرد، روبه‏رو هستیم، که دومین نگرش ازاقبال بیش‏ترى میان انسان شناسان هنر برخوردار بوده است و کارکردگرایى هنر در نقطه مقابل سه دیدگاه دیگر; یعنى تطورگرایى× وساختارگرایى ونمادگرایى، مورد توجه بیش‏تر رهبرى است. ایشان هدف هنررا رسیدن به تالیفى میان دوجنبه فناورانه و بازنمودى هنر مى‏داند تا بویژه بتواند مقوله‏هاى بیان غیرکلامى را در کارکردى ارتباطى به وجود بیاورد. این دیدگاه توانایى آن را دارد که هنر را در همه ابعاد و جنبه‏هاى زندگى انسان منطبق کند.

در اندیشه رهبرى، هنراز این دو ویژگى برخوردار است:

1. گوهر بسیار گرانبها و عطیّه الهى است که دلها و چشمهایى را به خود جذب مى‏کند.37 پس هرگز نمى‏توان هنر را مساوى با لاابالى‏گرى و بى‏دینى و بى‏بندوبارى دانست38. آن‏چه در هنر ایراد دارد و اهل بصیرت همیشه ایراد گرفته‏اند، جهت غلط هنر است. کشاندن هنر به اغواگرى و بى‏بندوبارى انسان، بد است; هنر اگر با جهت‏گیرى دین باشد، از برجسته‏ترین پدیده‏هاى وجود انسانى است.

2. هنر دانسته‏هاى ذهنى را به صورت ملموس در اختیار آدم مى‏گذارد39. در واقع روند فهم هنرى از حقیقت چنین است که ابتدا ادراک و احساس هنرى شکل مى‏گیرد، بعد هنرمند با چراغى که در درون او برافروخته شده است، ظرایف و دقایق و حقایقى را ابراز مى‏کند.40

پس دستیابى به این عطیه گران سنگ، وقتى ممکن خواهد بود که پیش از هر روایتى، رؤیتى براى هنرمند تحقق پیدا کند. چون کار هنرمند فقط روایت هنرى نیست; روایت هنرى آن بخشى از کار هنرمند است که همه آن را مى‏بینند و مى‏دانند که هنرمند با هنر خودش دارد، چیزى را روایت مى‏کند; امّا بخش مهمى قبل از این وجود دارد و آن رؤیت هنرى است. هنرمند این رؤیت را با بیان هنرى خود گزارش مى‏کند.41

آن‏چه در مرحله رؤیت اتفاق مى‏افتد، این است که زمینه بصیرت هنرمند براى دیدن واقعیت، فهم آن و انتقال آن به زبان هنر را فراهم مى‏کند. براین اساس، نمى‏توان چیزى جز واقعیت را به هنر دیکته کرد. این اهانت به هنر است که ما تذبذبهایى را که در ذات خودمان است و یا ناشى از احساسات غلطى است که در خودمان وجود دارد، به پاى هنر ببندیم.42 اگر یک کارگردان، هنرپیشه، فیلمنامه‏نویس وعامل مؤثر در پدید آمدن یک اثر نمایشى و دراماتیک جاذب و جالب، به عنوان کسى که در این میدان فعال است، نقش ایستادگى و نقش دشمن‏شناسى را ایفا کرد، نقش خود را شناخت و به آن عمل کرد، او خود قهرمانِ یک داستان حقیقى خواهد بود; آن وقت اثرى که مى‏سازد، بازیى را مى‏کند، باروح‏تر، گرم‏تر، گیراتر و جذاب‏تر خواهد شد.43

 

سرچشمه‏هاى هنر متعهد

از منظر رهبرى، هنر متعهد داراى سه سرچشمه: »باورهاى دینى«، »انقلاب« و »جنگ« است. این منابع پایان ناپذیر، مى‏توانند به لحاظ معرفتى هنر مورد نیاز ما را برآورده و از پناه بردن جامعه به اهداف و منابع بیگانگان بى‏نیاز کنند:

 

1. باورهاى دینى

دین، بدون تردید از مهم ترین سرچشمه‏هاى هنرمتعهد است. این هنر، بیان‏گر حقایق ماورایى; امّا تأثیرگذار و عمیق و منبعث از دین اسلام است. در تفکر رهبرى، در میان باورهاى دینى، بویژه براى شیعه، محبت اهل بیت، مهم ترین منبع شمرده مى‏شود. این قلمرو، عرصه شایسته‏اى براى هنرنمایى در هنر اسلامى است و در میان این مجموعه نور، محبت فاطمه زهرا، سلام‏الله‏علیها، جاى ابراز هنر، ذوق و ظرافت طبع ویژه است. فاطمه زهرا، سلام‏الله‏علیها، کلمة اللّه پرمضمون و مانند یک دریاى ژرف و عمیق است44. هرچه فکر، ذوق و طبع ظریف صاحبان طبع در این زمینه کنکاش و تدبر و تأمل بیش‏ترى کند، گوهرهاى بیش‏ترى به دست خواهد آورد.

شرایط کنونى ایران و جهان اسلام ایجاب مى‏کند که باورهاى دینى، به منظور بهره‏گیرى درسبک زندگى، در عرصه هنر، بیش‏تر مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل، ایشان در خطاب به هنرمندان مسؤول مى‏گوید:

»شما از کسانى که نمى‏خواهند هنر اسلامى را بفهمند، یا به آن اقرار کنند، نباید خیلى متأثر بشوید. «45

به بیان دیگر، اگر کسانى حاضر نیستند هنر ما را بپذیرند:

»این چیز مهمى نیست، چیز بدى هم نیست. مگر مى‏شود همه با یک هنرِ برخاسته از یک اندیشه و تفکر خاصى موافق باشند؟«46

لابد عده‏ایى، با محتوا و جهت‏گیرى مخالفت خواهند کرد47 ویادآور مى‏شود:

»کسى که از هنر شما تعریف کند، بر سر شما منّتى ندارد. «48

منشاء اصالت و اعتماد به هنر اسلامى این است که قرآن خود یک کار هنرى است

»اگر قرآن این زبان هنرى را نداشت، شاید یک گوشه کار مى‏لنگید. «49

از نظر رهبرى، هنر برآمده از باورهاى دینى مجسّم‏کننده و ارائه‏کننده آرمانهاى دینى است50 این هنردر اندیشه رهبرى از چند ویژگى برخوردار است:

1. به معناى قشرى‏گرى و تظاهر ریاکارانه دینى نیست.

2. لزوماً با واژگان دینى به وجود نمى‏آید. اى‏بسا هنرى صددرصد دینى باشد، امّا در آن از واژگان عرفى و غیر دینى استفاده شده باشد.

3. معارفى را که همه ادیان - و بیش از همه، دین مبین اسلام - به نشر آن در بین انسانها همت گماشته‏اند، نشرداده و جاودانه کرده و در ذهنها ماندگار سازد.

4. عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفى کند51. اگر یک هنرمند در باب عدالت، رساترین سخن را در هنرهاى نمایشى مطرح کند، به هنر دینى توجّه کرده است.52

5. در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هویت انسان و جامعه قرار نگیرد.53

 

2. انقلاب

یکى از اثرگذارترین نقشهاى انقلاب اسلامى، هویت بخشى آن است. ما به تعبیر رهبرى به عنوان جزء نود و نهم در امواج حرکات جهانى، غرق و گم بودیم.54 انقلاب ما را زنده کرد و به ما شخصیت داد. انقلاب به ما آموخت که یک ملت مى‏تواند در اساسى‏ترین مسائل جهانى، سخن و موضع داشته باشد و آن را با روشنى و بدون توجّه به این‏که قدرت‏مندان و قلدرهاى عالم چه مى‏خواهند، ابراز کند و پاى آن بایستد.

دشمنان کوشیده‏اند جریان ادب و هنر و فرهنگ انقلابى را در کشور تحقیر کنند و به انزوا بکشانند، ولى انقلاب یک عده عنصر فرهنگى و ادیب و هنرمند و داراى اقتدار فرهنگى تربیت کرد. شعرا، داستان‏نویسان و نویسندگان قلم‏زن دقیق فارسى‏نویس به وجود آمدند. مادر میهن ما، در دوران استبدادهاى اواخر دوران پادشاهى، سترون و عقیم شده بود. آدمهاى بزرگ، نویسندگان بزرگ، هنرمندان بزرگ، بخصوص در بعضى از رشته‏هاى هنرى، پرورش پیدا نمى‏کردند. لکن امروز مى‏بینیم در میان جوانان ما، سینماگران خوب، نمایشنامه‏نویسان خوب، کارگردانان خوب، شعراى خوب و داستان‏نویسان خوب، زیادند. انقلاب این نیروها را آزاد کرد.55

از نظر ایشان، هنر زمان، هنرى است که در فضاى انقلاب و از زمین انقلاب بروید.56 و تاکید مى‏کند:

»انقلاب، در خانه شما اتفاق افتاد. آیا هنرمى‏تواند از کنار این قضیه بى‏تفاوت بگذرد؟«57

لازم است هنرمندان، زبان رساى هنر را در خدمت انقلاب و اسلام - که عزیزترین سرمایه مردم است - به کار گیرند و این عطیه الهى را صرف تعالى افکار مردم کنند و هنر را از آمیزش با مظاهر زیانبار فرهنگ بیگانه رها سازند. هنر را با حفظ تعالى آن به میان مردم بَرَند و در ذهن و دل آنان وارد کنند و از شکل کالاى تجملى گروهى خاص خارج سازند.58

و نیز مى‏گوید:

»تمام منابع مادّى و معنوى این ملت را به غارت بردند. با رنجها و محنتهاى بسیارى، حرکت عظیمى در مقابل این پدیده شوم اتّفاق افتاد و توانست با فدا کردن جانها و با عریان کردن سینه‏ها در مقابل دشنه دشمن غدّار، به جایى برسد. این زیبا نیست؟ هنر چگونه مى‏تواند از کنار اینها بى‏تفاوت بگذرد؟ این توقّعِ انقلاب است. آیا این توقّعِ زیادى است؟ توقّعِ انقلاب از هنر و هنرمند، یک توقّعِ زورگویانه و زیاده‏خواهانه نیست; بل مبتنى بر همان مبانى زیباشناختى هنر است. هنر آن است که زیباییها را درک کند. این زیباییها، لزوماً گل و بلبل نیست; گاهى اوقات، انداختن یک نفر در آتش و تحمّل آن، زیباتر از هر گل و بلبلى است. هنرمند باید این را ببیند، درک کند و آن را با زبان هنر تبیین نماید. «59

 

3. دفاع مقدس

ایشان دفاع مقدس را از منابع سرشار هنرى مى‏داند. در جایى یادآور مى‏شود:

»ملتى در یک دفاع هشت‏ساله با همه وجود به میدان آمد. جوانان به جبهه رفتند و از فداکارى در راه ارزشى که براى آنها وجود داشت، استقبال کردند. شما خاطرات هشت سال دفاع مقدّس را مرور کنید، ببینید براى یک نگاه هنرمندانه به حالت و کیفیت یک جامعه، چیزى از این زیباتر پیدا مى‏کنید؟ شما در عالى ترین آثار دراماتیک دنیا، آن‏جایى که به فداکارى یک انسان برخورد مى‏کنید، او را تحسین و ستایش مى‏کنید. وقتى فیلم، آهنگ، تابلوى نقاشى، زندگى فلان انقلابى - مثلاً ژاندارک  - یا سرباز فداکار فلان کشور را براى شما به تصویر مى‏کشند، در دل و باطن وجدان خودتان نمى‏توانید کار او را تحسین نکنید. هزاران حادثه به مراتب باارزش‏تر و بزرگ‏تر از آن‏چه که در این اثر هنرى نشان داده شده، در دوران هشت سال دفاع مقدّس و در خود انقلاب، در خانه شما اتفاق افتاد. آیا این زیبایى نیست؟ هنر مى‏تواند از کنار این قضیه بى‏تفاوت بگذرد؟ توقّع انقلاب این است و توقّعِ زیاده‏خواهانه‏اى نیست. مى‏گویند چرا زیبایى دیده نمى‏شود! کسى که به این مقوله بى‏اعتناست، نمى‏خواهد این زیبایى را ببیند.«60

 

بایسته‏هاى بهره گیرى از هنر

به مجموعه سخنان رهبرى در بهره گیرى از هنر، براى دستیابى به سبک زندگى اسلامى، در چند محور، به اختصار اشاره مى‏کنیم:

 

1. هنر در حکم ابزار

»کسانى که امروز پیامى براى مردم دارند; چه پیام رحمانى، چه پیام شیطانى - فرق نمى‏کند - بهترین وسیله‏اى که در اختیار مى‏گیرند، وسیله هنر است. «61

به کمک هنر، امروز در دنیا باطل‏ترین حرفها را در ذهن یک مجموعه عظیمى از مردم به صورت حق جلوه مى‏دهند62. پس ما نباید نقش هنر را در کارهاى معمولىِ زندگى خودمان، دست کم بگیریم.63 باید به هنر اهمیت داد و آن را اعتلا بخشید و شکل فاخر هنر را انتخاب کرد. زیرا:

»بدون هنر، حرف عادى جاى خودش را حتى در ذهن کسى پیدا نمى‏کند، چه برسد به این‏که جذابیت داشته باشد و جاى‏گیر و ماندگار شود. هنر مهم‏ترین وسیله است براى گسترش یک فکر درست یا نادرست. هنر، وسیله، ابزار و رسانه است. «64

 

2. بهره گیرى از زبان هنر در زندگى

زبان هنروسبک هنرى، هر دو، معانى و مباحث گسترده‏اى را دربر مى‏گیرند وغایات هنراسلامى رامطرح مى‏کنند. توصیف با عکس، فیلم، مجسمه و شعررامى توان زبان هنرخواند. زبانِ هنر مى‏تواند حوادث عظیم را تبیین و تشریح کند و ذهنها را روشن نماید. این زبان جاى‏گزین ندارد. هرچه توصیف هنر، دقیق‏تر و ریزتر و زبانش رساتر و بلیغ‏تر، حوزه و گستره آن نیز محدودتر است. به‏کارگیرى سازنده زبان هنردرزندگى به مهارت وتواناییهاى خاصى نیازدارد: توانایى رؤیت خلاقانه و ارائه عصرى.

در واقع هنگامى که ما از هنر در شرایط کنونى جهان اسلام سخن به میان مى‏آوریم، با استنباط امروزى تفاوت دارد. هنر در مفهوم اسلامى آن هنوز در انزوا قرار دارد و هنرمندان نیز در بهره‏گیرى از زبان هنر معهود، با اهتمام آن به فطرت و امور فطرى و عارفانه به قدر کفایت پخته عمل نمى‏کند و زبان‏اش در اصل تعقید دارد، چون زبان به کاررفته به دلیل دورى جوامع اسلامى از ریشه‏هاى اصیل خود، زبان رایج وقابل فهم نیست. درست در نقطه مقابل زبانى که هنرهاى رایج غربى از آن استفاده مى‏کند، باتوجه به این که این زبان، زبان غریزى است، براى بیش‏تر مردم شناخته شده است وسازگارى با اصولى چون وحدت، تعادل و هماهنگى بافهم توحیدى - که لازمه یک شهود است - ندارد.

ایشان درزمینه ضرورت ارائه عصرى هنر یادآورمى شود که براى تقویت و گسترش اندیشه انقلاب اسلامى که مثل روح و اندیشه معصومى، در دنیاى ناپاک افکار غلط و در روزگار سیاه ما، بالاخره جاى خودش را در دنیا باز مى‏کند، باید مایه هنرى را غلیظ نمود. چون درتمدن امروزین غرب، هنر و زیبایى یک دریافت نفسانى است وهنرمندان اصیل براى ادامه کار خود با مشکلات زیادى روبه‏رو هستند. آنها اگر بخواهند به زبان هنر رایج غرب سخن بگویند، از اهداف انسانى و الهى خود دور خواهند شد و اگر به زبان رایج روزگار خود رو بیاورند، گامى دیگر در جهت حاکمیت مطلق نفس برخواهند داشت. ایشان خطاب به صاحب نظران مى‏پرسد:

»آیا این خدمت به ملت ایران است که در تهاجمى که به مرزها، شخصیت، عزّت، تاریخ و هویت ملى او شده است، این‏گونه مردانه ایستاده و شجاعانه دفاع کرده ما آن را آن هم با زبان هنر زیر سؤال ببریم؟«65

 

3. بومى سازى زبان هنر

در کنار اهتمام به هنر و به‏کارگیرى آن در تبیین اندیشه‏هاى انقلاب، باید به این نکته توجه داشته باشیم که انقلاب وقتى مى‏تواند خودش را در قالب هنر بیاورد، که هنرمندِ خودى داشته باشد و خودش هنرمند را پرورش بدهد.66 این هنرمند است که مى‏تواند زشتیها و سختیها و دردهایى را به چالش بکشد که از سلطه زر و زور و حاکمیت فساد مالى و قدرت، در دنیا و در سطح بین‏المللى به وجود آمده است.

»پول و قدرت، پولى امروز توانسته ظریف‏ترین، لطیف‏ترین و شیواترین حقایق عالم ماده را هم در خدمت بگیرد. امروز برجسته‏ترین و تواناترین مجموعه سینمایى دنیا در »هالیوود« است. هالیوود در خدمت چیست وکیست؟ در خدمت اشاعه فحشا، پوچى، بى‏هویتى انسان، خشونت و مشغول کردن بدنه ملتها به یکدیگر است تا طبقه بالا بتوانند بى‏دغدغه زندگى کنند. شعر، قصه، نقاشى وانواع شعبه‏هاى هنر همین‏گونه است. «67

 

4. بهره گیرى دقیق و درست از هنر

براساس ارزیابى رهبرى، پیشرفت هنر متعهد و انقلابى درایران، خوب بوده است.68 به کار بردن هنر، مثل همه ابزارهاى دیگر که حامل فکر هستند، باید خیلى دقیق و روشن و درست باشد. پیامبر اسلام )ص( از همه ابزارها، حتّى ابزار هنر، براى حمل فکراستفاده کرده است.69 باید با استفاده از این هنر، محبت را در میان مردم عمق بخشید وتروتازه کرد و برافروخته نگهداشت.70 امروز مردم به چیزهایى نیاز دارند که با زبان هنر قابل برطرف شدن وتأمین شدن است. مامى توانیم با استفاده از هنر، به اصلاح خلقیات خود و جامعه بپردازیم. به صفا و یک‏رنگى، روح اخوت و برادرى، احتیاج داریم تا هر انسانى در جامعه ما نسبت به همسایگان خودش در خانه، در محل کسب، در خیابان احساس امنیت کند و خود را در امان بداند. ما قدرت ابتکار، شجاعتِ نوآورى، خطرپذیرى براى کارهاى بزرگ را به عنوان یک خصلت ملى نیاز داریم. اینها خصوصیاتى است که اگر در یک ملت باشد، آن ملت راه تکامل را خوب مى‏پیماید. اینها با زبان هنر مى‏تواند القاء شود; آن‏چنان که فضا را پر کند.71

 

5. هدایت هنر در جهت سبک زندگى اسلامى و فرهنگ عمومى

امروز، عمده قواى دشمنان در جبهه فرهنگى کار مى‏کند. این جنگهاى روانى، فعالیتهاى فرهنگى، بودجه‏هاى پنهان و آشکارى که براى منحرف کردن ذهنها مى‏گذارند، همه مربوط به مسأله فرهنگ است.72 صدا و سیما، باید استقلال فکرى و عملى ملت ایران، نظام جمهورى اسلامى و اصل »نه شرقى و نه غربى« را با ارایه فرهنگ و اندیشه و هنر خودى و اصیل و غنى، ترویج و تحکیم کند و در برابر فرهنگ و هنر و اندیشه تحمیلى و بیگانه، حالت تهاجمى داشته باشد و باید با انتخاب بهترین شیوه‏ها و بلیغ‏ترین زبانها، غبار غربت و انزوا را از چهره مفاهیم عمیق اسلام و حقایق درخشانِ قرآن بسترد و ارمغانى را که ملتهاى مسلمان در سراسر جهان، از نظام جمهورى اسلامى انتظار مى‏برند; در دسترس آنان قرار دهد.73

پیام هنر، انتخابِ زبان، موضوعِ متناسب و تهى بودن از هر بدآموزى، به‏عنوان چهار اصل همیشگى، مورد توجه مدیران و کارکنان و برنامه‏ریزان و مجریان باید باشد.74 باید از پخش موسیقى مبتذل، بویژه آن چه در این رشته هنرى فاقد هویت ملى و اصالت ایرانى است، پرهیز شود. موسیقى ابزارى است که مى‏تواند حرام و مى‏تواند حلال باشد. نوع حلال آن به درستى شناسایى و برابر نظرات روشنگر امام راحل، طاب ثراه، در معرض استفاده قرار گیرد و در این باره، بیش‏تر از هنر اصیل ایرانى، که با ساحت روحى و عاطفى مردم ما همخوان و همنواست کار گرفته شود.75 جایگاه ادب و هنر باید به‏وسیله کسانى که مدعى ادب و هنر و بانى این کارند، حفظ و تثبیت شود76 باید توجه شودکه معناى اصطلاحى »عوام« و »عموم« فرق مى‏کند. مثلاً اگر شما بخواهید براى عامه مردم یک موسیقى پخش کنید، موسیقى خوبى را انتخاب مى‏کنید; موسیقى‏اى که مورد علاقه مردم باشد و آن را بپسندند.77

با توجه به طول مدت چندین دهه ارائه دیدگاه‏ها از سوى رهبرى، دسته بندى سخنان ایشان در تبیین مؤلفه‏هاى اساسى و فرعى هنر و مهندسى آن، به مثابه یک متغیر فرهنگى، با توجه به مهندسى کلان نظام، از ضروریات گزیر ناپذیر جامعه هنرى است.

 

 نتیجه

توجه به هنر و زوایاى وجودى آن روشن مى‏کند که ارتباط با مسأله هنر و هنرمند، از دیدگاه رهبرى جزو مسائل ظریف و به شدّت حساس و دقیق است و مرزهاى دشوارى در این زمینه وجود دارد. اگر ما به این مرزها بى‏توجّه باشیم، ممکن است خطا کنیم و برخلاف آن‏چه که شایسته است، عمل نماییم. باید مرزها را درست بشناسیم، درست قضاوت کنیم تا بتوانیم نظریات ایشان را به گونه جامع در موضوع هنر و ارتباط آن با ارزشهاى اسلامى و اثرگذارى بر سبک زندگى به دست بیاوریم.

این نوشتار، دور نماى روشنى ازمفهوم، جایگاه، ابعاد و مسائل مربوط به هنر متعهد و ارتباط آن با فرهنگ و تعامل آن با اخلاق، سیاست و اقتصاد و نیز سرچشمه‏هاى هنر، اعم از دین، اخلاق، انقلاب و جنگ و ربط منطقى هر یک از این مباحث و عوامل محرک و بازدارنده و نیز ظرفیتهاى بالفعل و بالقوه و مکانیسم برخورد با هنر و هنرمند در جامعه انقلابى ایران و راهبردهاى سامان بخشى و مدیریت آن ومطالبات رهبرى از مدیران و مسؤولان حوزه هنر را براساس دیدگاه رهبرى، دراختیار خواننده قرار مى‏دهد.

- تمام پى‏نوشتها از سى دى بیانات مقام معظم رهبرى گرفته شده است.

پى نوشتها:

× استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى.

1. سال1370، سخنرانى در دیدار با اولین گروه میهمانان خارجى مراسم دومین سالگرد ارتحال امام خمینى/69.

2. سخنرانى در مراسم بیعت جهاد گران جهاد سازندگى سراسر کشور/29.

3. بیانات سال1375، در دیدار روحانیون و مبلغان، درآستانه ماه محرم/41.

4. همان.

5. بیانات سال1370، پس از بازدید از نمایشگاه فرش در حسنیه امام خمینى/267.

6. همان /269268.

7. بیانات سال 1368، دردیداربا شعرا، فیلم سازان، آهنگ سازان، عکاسان و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى/338.

8. بیانات سال1380، در دیداربا اصحاب فرهنگ وهنر/738.

9. بیانات سال1368، در دیدار با شعراء، فیلم‏سازان، آهنگ سازان، عکاسان و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى /338.

10. بیانات سال1386، در دیدار مداحان و ذاکران اهل بیت)ع( به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا)س(/73.

11. بیانات سال1370، سخنرانى در دیدار با گروهى از خانواده شهدا و جانبازان و اقشار مختلف مردم وجمعى از مسؤولان ادارات و سازمانهاى شهرهاى تهران، شهداد، قم و مسؤولان ودانشجویان هنر/234.

12. بیانات سال1384، در دیدار با جمعى از پیش کسوتان جهاد و شهادت و خاطره گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت/176.

13. بیانات سال1377، دیدار با مسؤولان کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان/66.

14. بیانات سال1369، سخنرانى در دیدار با مداحان اهل بیت)ع(به مناسبت میلاد مبارک صدیقه کبرى فاطمه زهرا)س(/387385.

15. بیانات سال1383، در دیدار رئیس و مدیران سازمان صداوسیما/214208.

16. بیانات سال1377، دیاربا مسؤولان کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان/ 6966.

17. بیانات سال1370، پس از بازدید از نمایشگاه فرش در حسینیه امام خمینى/268.

18. بیانات سال1370، در دیدار با مسؤولان سازمان تبلیغات اسلامى/515512.

19. بیانات سال1385، در دیدار جمعى از کارگردانان سینما و تلویزیون/5352.

20. بیانات سال1386، در دیدار نخبگان یزد/195.

21. همان.

22. همان/73.

23. همان/74.

24. بیانات سال1370 پس از بازدید از نمایشگاه فرش در حسینیه امام خمینى/268.

25. بیانات سال1370، در دیدار با مسؤولان، نویسندگان دفتر هنر و ادبیات مقاومت حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى/115.

26. بیانات سال1369، در دیداربااعضاى سیاست گذارى صدا وسیما/461460.

27. بیانات سال1368، سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از ذاکرین ومداحان اهل بیت، علیهم السلام، در خجسته سال روز ولادت صدیقه کبرى حضرت زهرا)س(/430429.

28. بیانات سال1370، در دیدار با مدیران مراکز سازمان صداو سیماى جمهورى اسلامى ایران/528526.

29. بیانات سال1380، در دیدار با اصحاب فرهنگ وهنر/7473.

30. بیانات سال1380، در دیدار با اصحاب فرهنگ وهنر/8073.

31. بیانات سال1377، در دیدار با مسؤولان کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان... /66.

32. بیانات سال 1380، در دیدار اصحاب فرهنگ وهنر... /73.

33. بیانات سال1370، در دیدار با اعضاى کنگره شعر حوزه/210.

34. بیانات سال1380، در دیدار اصحاب فرهنگ وهنر/73.

35. بیانات سال 1383، در دیدار مداحان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه )سلام الله علیها(/107.

36. بیانات سال1370، در دیدار با گروهى از خانواده شهدا و جانبازان و اقشار مختلف مردم و جمعى از مسؤولان ادارات و سازمانهاى شهرهاى تهران، شهداد، کرمان، قم، و مسؤولان و دانشجویان دانشگاه هنر/234.

37. بیانات سال1370، در دیدار با اعضاى مجمع نویسندگان مسلمان/230227.

38. بیانات سال1387، در دیدار با مسؤولان اجرایى استان فارس/63.

39. بیانات سال 1380، در دیدار با اصحاب فرهنگ وهنر/73.

40. همان.

41. بیانات سال1373، در دیدار عوامل برنامه رادیویى از سرزمین نور/168166.

42. همان.

43. بیانات سال1389، در دیدار هنرمندان و دست‏اندرکاران صداوسیما/84.

44. بیانات سال1387، در دیدار جمعى از مداحان و ستایش‏گران اهل بیت، علیهم السلام/848.

45. بیانات سال1368 در دیدار با شعرا، فیلم‏سازان، آهنگسازان، عکاسان، و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى/338.

46. همان.

47. همان.

48. همان.

49. بیانات سال1370، در دیدار با اعضاى کنگره شعرحوزه/210.

50. بیانات سال1380، در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر... / 7573.

51. بیانات سال1380، در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر... /7573.

52. بیانات سال1380، در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر. . /7573.

53. بیانات سال1380، در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر... / 75.

54. بیانات سال1380، در دیدار اصحاب فرهنگ وهنر/7573.

55. بیانات سال1371، در دیدار وزیر، معاونین و رؤساى مناطق آموزش وپرورش سراسرکشور/7672.

56. بیانات سال1370، در دیدار با جمعى از هنرمندان /274266.

57. بیانات سال1380، در دیدار با اصحاب فرهنگ وهنر/73.

58. مکتوبات سال1368، پیام به ملت شریف ایران در چهلمین روز رحلت امام خمینى/5248.

59. همان.

60. همان.

61. بیانات سال1387، در دیدار مداحان و ستایش‏گران اهل بیت، علیهم السلام/84.

62. بیانات سال1387، در دیدار جمعى از مداحان و ستایش‏گران اهل بیت، علیهم السلام/84.

63. همان.

64. بیانات سال1383، در جمع کارکنان سازمان صداوسیما/23.

65. بیانات سال1368، در دیدار با شعرا، فیلم سازان، آهنگ سازان، عکاسان و هنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنرى/66.

66. بیانات سال1377، در دیدار با اعضاى کنگره شعر حوزه/210.

67. بیانات سال 1384، در دیدار بخشى از دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکلهاى دانشجویى/200.

68. بیانات سال1368، در دیدار با شعرا، فیلم سازان، عکاسان وهنرمندان رشته‏هاى تجسمى حوزه هنزى/338.

69. بیانات سال1368، در دیدار با شعرا، فیلم سازان، آهنگ سازان، عکاسان، وهنرمندان رشته‏هاى تجسمى/341338.

70. بیانات سال1369، در دیدار با مداحان به مناسبت میلاد حضرت زهرا)س(/ 387385.

71. بیانات سال1387، در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در نیمه ماه مبارک رمضان/132.

72. بیانات سال1386، در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت به مناسبت هفته دولت/104100.

73. همان.

74. مکتوبات سال1368، حکم انتصاب آقاى محمد هاشمى به سمت ریاست سازمان صداوسیما/87.

75. مکتوبات سال1372، حکم انتصاب آقاى دکترعلى لاریجانى به سمت رئیس سازمان صداوسیما و عضویت در شوراى عالى انقلاب فرهنگى/8887.

76. بیانات سال1370، در دیدار با گروه ادب و هنر صداى جمهورى اسلامى ایران/518.

77. بیانات سال1379، در دیدار با اعضاى گروه ویژه وگروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى ایران/547.