دستور العملى از فقیه عارف سید ابوالقاسم دهکردى

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده


در نوجوانى به حوزه علوم آل محمد (ص ) روى آورد. در مدرسه صدر اصفهان با حرص و ولعى فراوان و اخلاصى مقدس علوم عربى را فراگرفت . پس از پایان سطح به همراه فراگیرى فقه و اصول به حکمت و عرفان روى آورد. بیشتر آموزه هاى حکمى را از حکیم متأله حاجى ملاّ اسماعیل درب کوشکى فرا گرفت .

چهار سال در نزد آن استاد بزرگ به فراگیرى اسفار ملا صدرا پرداخت .آن گاه براى تحصیلات عالیه فقه و اصول و دیدن اساتید آن به عتبات عراق هجرت کرد و در حلقه شاگردان میرزاى بزرگ محمد حسن شیرازى در آمد.

سالها از علوم اخلاق و رفتار وى بهره گرفت تا به مقام اجتهاد نائل آمد.
در فقه از شاگردان ویژهء عالم ربانى فقیه صمدانى شیخ زین العابدین مازندرانى بود. سالها از محضر آن بزرگ بهره مند شد.از محضر پر فیض محقق و فقیه ژرف نگر میرزا حبیب الله رشتى نیز بهره ها برد.

< اکثر استیناس حقیر در اقتباس معارف و اسرار توحید با عالم ربّانى حاج ملا فتحلى سلطان آبادى و زین المجاهدین و سراجطریق السالکین حاجى میرزا حسن نورى (بود) که شیخ او هم در معارف و توحید حاج ملاّ فتحلى انار الله برهانه بود در ازمنه متمادیه . و الحق از آن بزرگوار مستفیض شدم . >1

او با تهذیب نفس کشیک دل و پارسایى در عمل به ملکوت انس گرفته بود و مدراج بلندى را طى کرد. وبا ارتزاق از عالم ملکوت به انظار و افکار بلندى در حکمت و سلوک رسیده بود.

آنچه در این وصیّتنامه آمده در حقیقت مرامنامه اى است که ساختار زندگى او را پى ریخته بود و نردبانى است که خود او باعروج آن به مقامهاى بلندى رسید و محضر آموزگاران باطن ولایت را درک کرد.

او انظار و افکار عرفانى و تجربه هاى سلوکى خویش را در کتابى به نام < منبر الوسیله > 2 گرد آورد و در این کتاب دستاوردهاى عرفانى خود را با عنوان < مراة > و پلکان با ترتیب خاصّى نظم و نسق داده است تا راهیان کوى کمال با بهره ورى از آن به مقامات رسند.

انّ هذه و سیلتى الى ربّى فى دینى و دنیاى و آخرتى اتبغیتها لنفسى و لمن اقتفى اثرى ... 3

این کتاب مرکب عروج من به سوى پروردگار است . سعادت دنیا بهروزى آخرت و سلامت دین را در عمل بدان مى دانم .این را براى
خدم و هر آن که از من پیروى کند نوشته ام .

او مقامهاى بلندى را طى کرد ومورد عنایت خاصّه الهى قرار گرفت و با معارف باطنى ولایت آشنا شد. در همان کتاب گوید:

< پس از این که با تمام وجودم به خدا روى آوردم در بارگاه الهى انس گرفتم و نفس خود بینم را خداى بین کردم عقلم درآسمان قدس به پرواز درآمد حقیقت یقین را چشیدم راههاى پربیم و هراس برایم هموار شد از فضاى کوچک تنگ . بینان رستم و گشادگى سینه و وسعت دل پیدا کردم.

خداوند عنایت فرمود و حقایق و معارف بلندى را در جانم افکند.

این معارف ابعاد وجودى و استعدادهاى معطّل و راکدم را احیا کرد و گذشته عمرم را نقد نمود.

البته این برکات از کتابخوانى و پر مطالعه اى بر نیاید که مرهون < انقطاع الى الله > تضرعّ به درگاه او و تدبر در آیاتش است . >4

او بر این باور است که نفس ناپاک اگر دانش توحید نیز فراگیرد بر حجابهایش افزوده مى گردد. طالب علمان پیش و بیش از تحصیل علوم باید به تزکیه و تهذیب نفس پردازند. معارف و علوم ربوبى در زمین پاک ثمر دهد و چراغ راه گردد:

< انّما الطریق الى ذلک تزکیة النفس عمّا یردیها و انقلاعها ممّا یغنیها و ردعها عن اهویتها و رفض الدّنیا الدّنیّة و الزهد عن زهراتها الفانیة و الرغبة الى الباقیات الصّالحات و الدّرجات الرفیعات >5

تنها راه رسید به این مقام پیراستن نفس از فرو مایگیها و کندن آن از دل بستگى به امور فانى و زود گذر و بازداشتن آن ازهوسها و بر فرق دنیا
قدم نهادن و در برابر زرق و برق و جذبه هاى آن زهد ورزیدن و به مقامات اخروى و کارهاى جادانه وشایسته دل بستن است .

عارف دهکردى تنها راه رسیدن به مقام محمود و در جات معنوى را در تقوا انس و عمل بدوام به سنّت رسول الله (ص ) وپیروى از راه و رسم و سیرهء هدایت گران خلق : امامان معصوم علیهم السّلام مى داند:

و لن ینال ذلک البته الاّ بالتّقوى و ملازمه سنّة رسول الله و سلوک منهاج اولیاء الله الائمة المهدى6

اینک گوش جان را به آموزههاى روح پرور و دلپذیر آن فقیه و عارف وارسته مى سپاریم . دستورهاى که خاستگاه آنها انوارفرقان ربوبى و کوثر علوى است . امید آن که در وصول به لقاى حق چراغ راهمان گردند 7 .

بسم الله الرحمن الرحیم
سفارش مى کنم تو را اى نفس خطاگر غافل از آقا و پروردگارت اسیر و برده و ذلیل دشمنانت کاهل به مهمّات امور وهدف ورسالت آفرینشت چه بسیار عمر گرانقدر را ضایع کردى با آن که مى توانستى با آن سرمایهء گرانقدر و پرمایه تجارتهاى کلان وسود آور انجام دهى .

سوکمندانه این سرمایهء گران را تباه کردى و خود را به افسوس و
حسرت همیشگى مبتلا.

چه همه بر خویشتن خویش ستم روا داشتى . روحى را که پادشاهى توانا بر رساندن توبه سلطنت دائمى و جاودانه است درزندان شهوات زنجور کردى و در غل و زنجیر و اسارت هوا و هوس گرفتار.

اسیر خائنان و عمر دزدانش کردى . بیچاره تر بدحال تر و پشیمان تر از تو چه کسى است ؟ تو با این کار ثروت عظیم خود را به فقر پادشاهى را به خاک نشینى سود را به تباهى و راحتى و آسودگى را به ناکامى بدادى . دار کرامت و منزل عزّت را به عذاب و خوارى بفروختى .

تو در گورستان تاریک و بى کسى با کژدمها و حشرات موذى چه خواهى کرد؟

در روزى که مال و فرزند سود ندهد و هر کس از دوستان و برادران و فرزندان خود مى گریزد و در نجات خویش مى کوشد تورا چه حال و روزى است و بر تو چه خواه رفت ؟

در روز قیامت حمایت گر و شفاعت گر تو کسى نیست مگر آن که تو را قلبى سلیم باشد.

هان ! من به تو راه رشد و صلاح را باز نمودم توصیه هایم را
پاس دار و با سستى و کاهلى آنها را ضایع نکن .

سفارش مى کنم : جز خدا را بنده مباش کسى را با او در هیچ شأنى از شؤون زندگى همباز و شریک مگیر.

به هیچ کس جز او دل مبند و امید مدار. بین خود و خداى خود را اصلاح کن که در این صورت او کار تو را با خلق ساز کند وتو را به نزد آنان محبوب سازد.

تمام همّ خویش را صرف آبادى آخرت کن . خداوند کارهاى دنیایى را سامان دهد و آسان سازد

از خدا چونانکه شایسته اوست پروا گیر و در نهان و آشکار خود را در محضر او بین . او در همه کارها و گرفتاریها راه را بر توبنماید و کارها را به کام سازد.

میانه روى را در همهء کارها فرادیددار تا به حسرت و پشیمانى و ندانم کارى گرفتار نشوى .

قناعت را پیشه خویش کن ; چه قناعت گنجینه اى تمام ناشدنى است .

از حرص و طمع و پیروى هوا بپرهیز; چه این خصلتها ذلت انحراف از حق و شرک به خداى عظیم را در پى آرد.

اعتزال را پیشه کن ; زیرا دورى از غوغاى دنیا به سلامت دین
نزدیکتر است .

از شهرت و نام آورى بگریز چه در خوب و بد آن آفت است .

جان خویش را از خویهاى پست و خصلتهاى نکوهیده پاک و پیراسته کن تا از مرز حیوانیّت به دایره انسانها فراآیى .

از عادات بد بپرهیز. مراقب باش صفات نا پسند برایت عادت نشود.

درکسب کمالات بکوش ; چه عزت دنیا و آخرت و سربلندى دو جهان در آن است .

نماز را در اوّل وقت به جاى آور. تأخیر نماز از وقت آن بدون عذر تضییع و بى اعتنایى بدان است .

به هنگام نیایش و در عبادات با تمام وجود روى دل را به معبود بدار تا به مقامى پسندیده نایل آیى .

دعا براى پدر و مادر را پس از نمازها و در دیگر مظان استجابت دعا فراموش مکن چه ترک آن جفا به پدر و مادر است .

همیشه با وضو باش تا خداوند باطن و جان تو را منّور سازد.

به گاه نماز خلوت گزین بر سجّاده قرار گیر دست را به نیایش بلند کن چشمها را بر هم نه و یا به حالت افتادگى و تضرّع درآور. دلت را به نماز بسپار و مقدّمات آن رابا آدابش به
جاى آور تا نفس متوجه خدا شود و از غیر ببرد و به خداى تعالى روى آرد.

بر تو باد به نماز شب زیرا او چراغى فرا راهت در تاریکى قبر و عرصه قیامت خواهد بود. نماز شب نشان انبیاء و صالحان است .

قرآن بسیار بخوان . دائم به یاد خدا باش . همیشه در تفکّر و اندیشه باش . نسبت به دنیا و رزق و برق آن زهد بورز.

از دروغ افترا تهمت پرخورى و پر گویى و معاشرت با زنان دورى کن ; چه همنشینى زنان کودنى خوارى رسوایى وبدبختى آرد و اوقات عمر را ضایع کند.

از مال حرام و شبهه دار دورى کن زیرا چنین اموالى چخماق و فندک آتش جهنم است .

از پیروى هوا و هوس پروا گیر; زیرا این کار غفلت و قساوت آرد آتش جهنم را شعله ور سازد.

برادران عزیز من ! اوقات عمرتان را سه بخش کنید:

بخشى از آن را در تحصیل علوم معارف و کسب کمالات و فضایل معروف دارید.

بخشى دیگر را به عبادات و طاعات از روى اخلاص و توجه به
خدا به کار گیرد.

و مقدار باقى مانده آن را در راه ساماندهى به امورات مادّى زندگى و تحصیل معاش به کار گیرید; زیرا < من لا معاش له لا معادله > آن را که زندگى به کفاف نباشد در توفیق بر بهروزى معاد نخواهد بود.

در همه کارها به خدا توکل کن و در تمام احوال به او پناه بر تا او کارهایت را به سامان کند و به آسانى با برادرانى از اهل صفاو جوانمردى همدمت سازد آنان تو را در سیر الى الله یارى کنند.

خداوند براى تو معلّمى برانگیزاند تا راهنما باشد صراط مستقیم و بتوانى از باطن ولایت نور بهره گیرى .

در همه حال دست به ذیل عنایت ولى خدا قائم به امر خدا جناب ولى عصر ( ارواحنا له الفدا ) بدار.

پاورقىها
1. تاریخ حکما و عرفاء متأخر از صدر المتألهین 37

2. این کتاب در بردارندهء انظار عرفانى فلسفى و اعتقادى است . نویسندهء
محترم فارسى و عربى را به هم آمیخته و نظرات بدیعى در برخى موارد ابراز داشته است . با آوردن حکایت و شعر و موعظه از صعوبت مطالب کاسته است . مؤلف بر آن بوده که کتاب را در دو جلد به پایان برد. امّا گویا به تنظیم بیش از یک جلد توفیق نیافته و یا اگر اکنون در دسترس نیست . جلدى که اکنون در اختیار ماست به قطع وزیرى در 413صفحه سامان که کار نوشتن آن در شب جمعه بیست و پنجم ماه محرم سال 1326هـ. ق . به پایان رسیده است .

3. < منبر الوسیله > 2

4. < همان مدرک > 3

5. < همان مدرک >.

6. < همان مدرک > .

7. براى اطلاع بیشتر ر. ک : < اعیان الشیعه > ج 2 417 < الذریعه > ج 22 356; < ریحانة الادب > ج 1و 2 244 نقباء البشر فى القرن الرابع عشر > ج 1 6 < مکارم الآثار > ج 6 27 < زندگانى آیة الله چهار سوئى > 91ـ 198 < تاریخ حکما و عرفاء و متأخر از صدر المتألهین > 37