اى امام

نوع مقاله: مقاله پژوهشی


 

اى ترجمان کامل زعامت

تفسیر درست ولایت

معناى دقیق فقاهت

کلام تو آیه هاى کتاب زندگى است

پیام تو سوره هاى مبارک سرافرازى است

در سخن توست که

رنج[ فهمیدن] رخ مى نماید

درد[ آگاهى] چهره مى گشاید

[بودن] تفسیر مى پذیرد.

تو پیر طریقتى خضر رهى حافظ شریعتى و آیت حقیقتى . باتوست که زندگى[ معنى] مى یابد[ حیات] توجیه مى پذیرد و[ ایثار واز خودگذشتگى] راه و رسم مى گردد.

تو وارث رسالت پیامبرانى وامدارامانت رسولانى و مفسر راستین ولایتى .

رنجهاى تو حیات مجدد رنج على[ ع] خون دل حسن[ ع] و صبر طاقت سوز سجاد[ ع] است .

بث الشکواى تو ناله هاى غریبانه فرزند کعبه را در دل تاریخ شب هاى مدینه در خاطره ها زنده مى کند و زخمهاى التیام ناپذیر قلب پر مهر على[ ع] را بیاد مى آورد که رد پاى زخم زبانهاى طلایه داران جهل و نادانى و سردمداران حقه و تزویر را همچنان پاس داشته است .

[ژرفایى] در درک عمق اندیشه ات باید سالها به انتظار پژواک فریاد خویش بنشیند.[ گستردگى] در نگرش فسحت فکرت دستان خویش را سایبان دیدگانش سازد.[ بلندایى] در نگاه به رفت اندیشه ات بر نردبان[ تخیل] فراز آید.

[دریا] در برابر دریا دلى تو بمانند قطره شرمى است که از جبین سعه صدر غلطیده است .

[کوهساران] در برابراستوارى تو طفل مکتب خانه است که تازه با الف و باى استقامت آشنا شده است .

بانگ تو صور صغرى است که در گورستان

ناپیدا کرانه عصر حاضر قیامتى نو آفریده است و نشئه اى از[ یوم تبلى السرائر] را در فرار وى جهانیان گسترانده است .

اى زخم آشنا بر پیکر!
فرزندان تو در حوزه هاى علمیه سراسر کشور نیک در مى یابندکه : مردان مرد را مصاف با دشمن نمى آچارد چکاچک شمشیر نمى ترساند درگیرى مدام خسته نمى کند وانبوه دشمن رزمنگیر نمى سازد اما آنچه که پیل افکنان بلند همت را رنج مى دهد نیشخند غاصبان صداقت کنایه هاى صاحبان دلق واصحاب تزویر و ریاست .

اى پدر پیر!
ما نیک مى دانیم که على[ ع] به شمشیرابن ملجم تندیس تحجر و به وسوسه[ قطامه] مجسمه شهوت و پول شربت شهادت نوشید و حسین[ ع] بدست عمر سعد فرزند صاحابى و گریز پاى از حکومت مرد عبادت و تقدس و به امید حاکمیت رى در خون خویش غلطید.

اى پدر خون دل خورده !
بر ما فرزندان خود از رنجهایت بگو از سالهاى غربت در منزل از دوران تلخ نیشخند متحجران وارث نهروانیان بى خردانى که در روزگار حاکمیت

على[ ع] به فرزند کعبه اتهام کفر و بى نمازى زدند و دراین روزگار بر عارف رهیده از بند تعلق و فرزند پاک رسول الله بر چسب کفر و خروج از ذى روحانیت !

راستى اینان چه زشتند و پست . دون همتانى که هم خویش را دراکل و دفع بکار مى گیرند و دائم به دام گسترى فراروى خلق الله مى اندیشند چنان در ریا و تزویر غرقند که که بر خویش نیز مشتبه گشته اند و در این پندار گرفتار شده اند که هستى بر پایه لق لقه زبان آنان بر پاى ایستاده است و حکمت[ خلقت] در خم و راست شدن تزویرآلود آنان خلاصه گشته است .

راستى در کجاى هستى خردهایى به این تنکى و دیدگانى به این تنگى مى توان یافت ؟

در کجاى تاریخ پر مدعاهائى به این کم محتوایى و تندیس هایى به این بى خردى توان یافت ؟

اى پیر مهربان !
روحانیون جوان حوزه هاى سراسر کشور که سند عشق به آرمانهاى بلند دینى را با خون دل امضاء کرده اند به اسلام و فقاهت بعنوان یگانه راه درست زندگى مى نگرند و به کشاندن آن به زندگى ملموس جامعه مى اندیشند.این که فقاهت به دکان تزویر و روحانیت به کالاى ناآگاهى و حماقت و مردم به مشتریان حماقت تبدیل گردد تنفر توصیف ناپذیر دارند.

روحانیت جوان از ولایت[ گل مولایى آمریکائى پسند] چهره بر تافته از مستورى فقه و فقاهت در لابلاى کتابها و سینه عالمان آزرده خاطر گشته و به فقه عملى مى اندیشد و دغدغه[ توانایى] مکتب در پاسخگویى به نیازهاى روزافزون آینده همیشه خاطرش را مشغول مى دارد.

بازگویى این حقیقت نیز خالى از لطف نیست که : پیدایش نشریه هایى از این دست یا مجامع و محافل علمى و تحقیقى نسل جوان حوزه جز پاسخ به دغدغه مزبور نبود و نیست که فارغ از خط گرائیهاى کور کننده به بیان توانایى مکتب کمر همت بسته اند.

پیام امام خط روشن حوزه هاست که فرا روى نسل جوان و پرشور حوزه ها نهاده شده است و آینده بایسته روحانیت را ترسیم مى کند. خطرات را گوشزد کرده و بر هدف نهایى که[ تدوین فقه عملى اسلام است] تاکید مى ورزد. تحلیل پیام فرصت بایسته مى طلبد که دراین شماره که در مراحل پایانى بود فرا چنگ نیامد ازاین روى به لطف الهى نشریه دراولین فرصت (شماره 31) سخنى مبسوط دراین ارتباط خواهد داشت .

[حوزه]