مستضعف گرائى

نوع مقاله: مقاله پژوهشی



در چند ماه اخیر که مسئله انتخاباب دوره دوم مطرح شد حضرت امام بارهااز شرایط و ویژگیهاى نمایندگان و مسئولیت عظیم مردم درانتخابات سخن گفتند و به شرایطى اصولى و جوهرى اشاره کردند که در روزنامه هاى کشور منتشر شد. در این سر مقاله مجال تشرحى و تفسیر یک یک آنها نیست تنها به یک شرط اشاره مى کنیم شرطى که بارهاامام از آن سخن گفتند و آن حمایت از قشر مستضعف است نمایندگان باید مستضعف گرا و بفکر محرومان باشند نه تنها نمایندگان بلکه همه مسئولان جمهورى اسلامى از رئیس جمهور تا پائین ترین مسئول باید مستضعف گرائى را در ماهیت و ذات خود داشته باشند نه اینه صورت مستضعف گرایى را بخود بگیرند بلکه اندیشه مستضعف گرائى را به عنوان یک اصل و خط پذیرفته باشند و در عمل به طبقات محروم گرایش اصولى داشته باشند. مستضعف گرائى خط اصلى انقلاب و اسلام همه پیامبران وادیان آسمانى وامامان و عالمان متعهد و مترقى است . ت فایل شماره 36 مسیر حوزه

دراین سرمقاله شتابزده به این موضوع مى نگریم و در آغاز آیه اى از قرآن کریم مى آوریم پس از آن سخنى از پیامبر[ ص] و بیانى از امین الاسلام طبرسى نقل مى کنیم

آنگاه بیان ماهیت و جوهراسلام وانقلاب رااز زبان امام خمینى ذکر مى کنیم :

1 در قرآن کریم آمده است :

[واصبر نفسک مع الدین یدعون ربهم بالغدوه والعششى یریدن وجهه ولاتعد عیناک عنهم تید زینه الحیاه الدنیا ولانطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا والبع هواه وکان امره فرطا
- با کسانى که بامداد و شبانگاه پروردگار خویش را مى خوانند و رضاى او مى جویند باشکیبائى قرین باش و دیدگانت بجستجوى زیور زندگانى دنیا از آنها منصرف نشود کسى که دل وى از یاد خویش غافل کرده ایم و هوس خود را پیروى کرده و کارش زیاده روى است اطاعت مکن .

ذیل این آیه حدیثى وارد شده است :

ان المولفه قلوبهم جاوواالى رسول الله (ص): فقالوا: با رسول الله !ان جلست فى صدرالمجلس و نهیت عنا هولاء و روائح صنانهم - و کانت علیهم جباب الصوف - جلسنا نحن الیک واخذنا عنک فما یمنعنا من الدخول علیک الاهولاء فلما نزلت الایه قام النبى (ص) یاتمسهم (اى یلتمس الفقراء و المستضعفین ) فاصابهم فى موخرالمسجد یذکرون الله فقال: الحمد لله الذى لم یمتنى حتعى امرنى ان اصبر نفسى مع رجال من امتى ! معکم المحیا و معکم الممات
- آنها که جلب دلهاشان کنند (مولفه قلوبهم ) نزد پیامبر آمدند و گفتند: پیامبر!اگر در صدر مجلس نشینى واین پشمینه پوشان بدبوى و کثیفف رااز ما دور کنى ما نزد تو مى آئیم و دینت را مى پذیریم . مانع از شرکت در جلسات نو جزاینان چیزى نیست . چون این آیه نازل شد پیامبر(ص) بپاخاست و به جستجوى این بینوایان و مستضعفان شتافت آنان را در آخرهاى مسجد دید که به ذکرالهى مشغولند به آنان فرمود: خداى را سپاس که زندگیم را به پایان نرساند تا دستور داد که من در کنار گروهى ازامتم باشم و با آنها زندگى کنم . هان من در زندگى و مرگ باشما هستم] . ...

امین الاسلام طبرسى در تفسیر آیه چنین مىگوید:

[پیامبر حریص بود که بزرگان مشرکین ایمان آورند تا بوسیله آنان پیروان و خویشانشان ایمان آورند. پیامبرهیچگاه به دنیا و زینت آن تمایل نداشت بلکه گهگاه نرمشى در برابر برخى از روساء نشان مى داد تا شاید به اسلام بگروند که دراین آیه مورد خطاب قرار گرفت و مامور شد که به مستمندان و مستضعفان روى آورد. و چشم از آنان بر ندارد و به طرف اشراف نرود]..

اکنون ترسیم جوهر خط انبیاء و قرآن و عالمان از زبان امام :

[پیغمبر خودمان که تاریخش نزدیک است و همه آقایان لابد مى دانند یک شخصى بود که از همین توده ها و جمعیتها بود و با همین ها بود.ازبدو بعث تا آخر با قدرتمندها و باغدارها و ملک دارها و سرمایه دارها همیشه در جدال بود. پیغمبرهاازاین توده ا بودند و قدرتمندها را مى ترساندند. نه از قدرتمندها بودند براى اینکه توده ها را چه بکنند]

[ اولین و مهمترین خصیصه این نهضت این است که اسلامى است و با شعارها واهداف اسلامى که مبین خواسته هاى مستضعفین است همراه مى باشد]. 5

کسى که یک مقدار آشنا باشد با منطق قرآن مى بیند که آن قرآن است که وادار کرد پیغمبراسلام رالله بااینکه بااین مردمى که با منافع توده هاى مردم مخالف هستند واستثمار مى کنند آنها را بااینها باید جنگ بکند...

جنگهائى که پیغمبر در زمان حیاتشان فرموده اند... همیشه با زورمندان بوده است ... (مثل ابوسفیان وامثال آنها که قدرتمندها بودند)... جنگهایى که واقع شد بین مستضعفین بود و مردم طبقه سه (فقرا) بااین زورمندیها و آنهایى که مى خواستند حق فقرا بخورند...

و در تمام قرآن اگر پیدا بکنید یک آیه اى که مردم را بگویند با اینها ملایمت بکنید و بروید توى خانه تان بخوابید تااینها هرکارى مى خواهند بکنند بکنند.اگراین نوع پیدا شد آن وقت کسى حق دارد بگوید که این قرآن واین دین که آمده است افیون است]...

مجلس مجلس شوراى اسلامى است و نمایندگان اسلام را پیاده مى کنند و در چهارچوب ایدئولوژئى انقلاب که اسلام است حرکت مى کنند و باید جوهر ماهوى اسلام را تحقق بخشند.

نمایندگان وکلاى توده هاى میلیونى مردم و صاحبان اصلى انقلابند نهنماینده قشرى خاص . و درست همین فرق اصلى وکیل این مجلس و مجالس شاه ساخته است .

امام صاحبان اصلى انقلاب را چنین ترسیم مى کنند: [ اینها (مستضعفین ) کشته داده اند.اینها خون داده اند اینها سهیم هستند همه سهم مال اینهاست] 7

[...مملکت مال زاغه نشینان اطراف تهران است که من خدا مى داند غصه مى خورم که تا حالا براى اینها فکرئنشده است . نهضت رااینها پیش برده اند. ما مرهون اینها - زاغه نشینان - هستیم]... 8 .

[ این انقلاب مهم اسلامى رهین کوششهاى این طبقه است طبقه محروم ... یک موى سر شما بر همه آن کاخ نشینها و آنهایى که دراین انقلاب هیچ فعالیتى نداشتند بلکه کارشکنى هم تا آن اندازه آه مى توانستند مى کردند والان کارشکنى هم تا آن اندازه که مى توانستند مى کردند والان هم هر مقدار که بتوانند مى کنند[ :9 .

10 [...شمااگر در تمام جبهه ها نگاه کنید یک نفراز مردم بالانشین و سرمایه دار را نخواهید دید و تمامى افراد جبهه ها از هیمن افراد محروم و زاغه نشین هستند واین انقلاب مال آنهاست و بقیه فقط تماشاچى هستند].

[ : دو قشراز ملت ستون فقرات کشور وانقلابند: یک قشر کارگر... و قشر دوم کشاورزانند... باید ملت اسلام و ملت ایران بدانند که این قشرهاى میلیونى ملت که در کارخانجات و درامور کشاورزى مشغول خدمت هستند برگزیدگان خداى تبارک و تعالى هستند و مورد عنایت اسلام و صاحب اسلام هستند[ .

اینهااندکى از گفتارامام دراین زمینه ها بود.امام بارها و بارها براین صال حیاتى تکیه کردند و نه در مورد نمایندگان بلکه در مورد همه مسئولان کشور توصیه کردند که به حمایت قشرهاى مستضعف برخیزند دراینجا براى تبیین بیشتر موضوع گفتارامام را در مورد مسئولان مى آوریم . نخست ریاست جمهورى

1 در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهور شهید رجائى :

[...شما باید براى این پابرهنه ها و مستضعفین که در طول تاریخ به استضعاف کشیده شده بودند و آنها را به حساب نمى آوردند و فقط آن طبقه بالا را نگاه مى داشتند و به اصطلاح کدخدا را مى دیدند ده را مى چاپیدند.

... شما باید توجه تان به این توده هاى مستضعفى که با زحمت خودشان و رنج خودشان الان در جبهه ها مشغول فداکارى هستند که خداوند تاییدشان کند و در پشت جبهه ها هم مشغول فداکارى هستند و مستضعفند آن بالاها اینها را ضعیف مى شمارند و مى شمردند واینها به حساب نمى آمدند و در رژیم سابق براى اینها کارى نشده بود براى اینها کار کنید]. 11 .

2امام در تنفیذ حکم ریاست جمهورى آقاى خامنه اى چنین فرمودند:

[...راى ملت را تنفیذ وایشان را به سمت ریاست جمهورى ایران منصوب نمودم و راى ملت مسلمان و متعهد و تنفیذ آن محدوداست به اینکه ایشان همان نحو که تا کنون خدمتگزاراسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف ... بوده اندازاین پس نیز بهمان تعهد باقى باشند] 12 .

امام خطاب به دولت چنین فرمودند:

[طریق اسلامى این است که مستضعفین را حمایت کنند و بیشتر توجه شان به آنها باشد. در طول تاریخ حمایت حکومتهااز قلدرها بوده است]...

امام خطاب به شوراى نگهبان چنین فرمودند:

[شما بیائیداحکام الهى رااجرا کنید باید قوانینى وضع بشود که حقوق محرومین و فقرا به آنها باز گردانده شود این وظیفه شماست] 14

امام مسئولیت مجلس اول را چنین تشریح فرمودند:

[...امید آن است که رسیدگى به حال مستضعفین و مستمندان کشور که قسمت اعظم ملت مظلوم را در بر مى گیرد در راس برنامه ها قرار گیرد و در نخستین مجلس شوراى اسلامى طرحهاى جدى در رفاه حال این طبقه محروم داده شود تا در پیشگاه خداوند متعال بعضى از دیون خودتان را به این طبقه عزیز که جان خود را براى اسلام و آزادى واستقلال کشور در طبق اخلاص گذاشته و پیروزى را براى انقلاب اسلامى به ارمغان آوردند ادا کرده باشید.

...طرحها و پیشنهادهاى را که مربوط به عمران و  رفاه حال ملت خصوصا مستضعفین است انقلابى و با سرعت تصویب کنید...

از وزارتخانه ها و ماموران اجرایى بخواهید که از کاغذبازیها و غلط کاریهاى زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقب افتادگیهاى آنان را به طور ضربتى تحصیلى و ترمیم کنند] 15 .

همچنین امام به پاسداران چنین دستور فرمودند:

[یکى دیگرازامورى که باید قواى مسلح و خصوصا آنان که در شهرها سرو کارشان با مردم بیشتراست مثل سپاه پاسداران و بسیج و کمیته ها و شهربانى توجه کنند رفتار نیکو وانسانى آنان است با مردم بویژه مستضعفان . مردمى که از جمهورى اسلامى و رزمندگان جبهه ها با تمام توان پشتیبانى مى کنند. سپاه و سایرین باید قلوب آنان را جلب و رضاى خداوند را بدست آورند].

اینها بخوبى خط اصلى حرکت نیروهاى انقلابى بویژه مسئولان و در راس همه نمایندگان را مشخص مى کند و ذره اى ابهام در راه و کارشان باقى نمى گذارد و مفهوم انقلاب جزاین نیست واسلام راهى جزاین را نمى طلبد.

از رهبرانقلاب بشنویم :

[ اینکه به مرحله حساسى از دوران انقلاب اسلامى خود رسیده ایم دوران سازندگى . دورانى که بایداز ثمرات انقلابمان مردم محروم و ستمدیده ایران بهره مند شوند... دورانى که باید شکوه نظام عدل اسلامى را لمس کنید. دورانى که همه باید دست به دست هم بدهیم تا ریشه فقر واستضعاف را بر کنید. شما مردم شریف ایران در جریان مبارزه بااستعمار واستثمار پیروزى بزرگى به دست آوردید...اکنون نیز باید با خود یارى و همکارى براى مبارزه علیه فقر و محرومیت بسیج شوید و با تاییدالهى به نجات مردم مستضعف کمر همت ببندید]... 17 .

و سرانجام براى همه ما دین خدا عزیزاست و همه چیز باید براى خفظ حیثیت و کیان ایدئولوژى اسلامى فدا شوداگراسلام به عنوان یک ایدئولوژى پاسخگو به مشکلات زمان پذیرفته شده است موجبات سستى این باور فراهم نکنیم با عمل و تفکرمان نسل را به ایدئولوژیهاى دیگر سوق ندهیم و بدانیم که اگر مسائل اصلى مردم و جامعه بلا جواب گزاریم و تنها به ظواهر و شعارها بسنده کردیم زمینه همه گرایشاى الحادى و ضد دینى را فراهم ساخته ایم . نمایندگاه ملت بایداز قشرهائى باشند که اسلام را مشخص کنند وانقلاب اسلامى را پولادین سازند. آیا با وجود فقر و محرومیت واستضعاف جامعه اسلامى مى توانداستوار بماند؟و اسلامى باشد؟

پاسخ این سئوال را نیزاز تجسم دین و تقوا امام خمینى بشنویم :

[یک مملکتى که زاغه نشین هایى آن چنان داشته باشد و مردم به فکراینها نباشند این مملکت اسلامى نیست صورتش اسلامى است اما محتوا ندارد] 18 . [ بایدمسائل اسلامى حل بشود دراینجا و پیاده بشود. باید مستضعفین را حمایت بکنند باید مستضعفین تقویت بشوند مستکبر باید مستضعف بشود و مستضعف باید مستکبر بشود نه مستکبر به آن معنا بلکه همه باید هم برادر و دراین مملکت همه با هم باشند[ . 19

دراین نگرش کوتاه که بخش اندکى از گفتارامام دراین زمینه ها بود بخوبى مسئولیت مردم و نمایندگان روشن شد. مردم باید با هوشیارى و آگاهى کسانى راانتخاب کنند که چنین بینشهائى داشته و در عمل آن را نشان داده باشند و نمایندگان مسئولند که در مسیر مستضعفان و صاحبان اصلى انقلاب و خط اصلى اسلام و راه پیامبران وامامان و عالمان متعهد و مترقى و خطامام حرکت کنند و همواره رضاى خد و پیامبر[ ص] و صابان اصلى انقلاب را در نظر داشته باشند.

[حوزه]

پاروقى ها
1. سوره کهف 18.28.

2.الحیاه ج 2.52 و 53ع

3. تفسیر مجمع البیان ج 6.465.

4. مستضعفین مستکبرین دفتراول 14.

5. مستضعفین مستکبرین 12.

6. مستضعفین و مستکبرین 12.

7. مستضعفین مستکبرین 39.

8و9. مستضعفین مستکبرین دفتراول 44 و 46.

10و11. مستضعفین مستکبرین 64 و 83 - 84.

12. مستضعفین مستکبرین 85.

13. روزنامه کیهان 60/07/18.

14و15. مستضعفین مستکبرین 1ظ 67 و 77.

16و17. مستضعفین مستکبرین 81و 89.

18و19. مستضعفین مستکبرین 142و148و141.