تاریخ‏نگارى و تاریخ‏نگرى آخوند خراسانى در نهضت مشروطه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

چکیده

آن‏چه در پى مى‏آید کوششى است براى به تصویر کشیدن شخصیت آخوند خراسانى به عنوان یک تاریخ‏نگار که چگونه با حضور مکتوب خویش در قالب اعلامیه‏ها و نامه‏ها توانسته تصویرهایى از اوضاع اجتماعى سیاسى ایران پیش و پس از مشروطیت به خوانندگان ارائه دهد. بررسى عنوانهاى شمارى از نامه‏هاى او و نیز تحلیل موشکافانه یکى از آنها در این مقاله، راهى بوده تا نویسنده مدعاى خویش را درباره شخصیت تاریخ‏نگار و تاریخ‏نگر آخوند خراسانى، به اثبات برساند.

کلیدواژه‌ها


یکم: اسناد و مکتوبات هر دوره تاریخى بازتاب اوضاع زمانى خویش‏اند و مى‏توانند گوشه‏اى از واقعیتها، یا آن‏چه را واقعیت پنداشته شده است، نشان دهند. در این میان نامه‏ها و مکتوبات رهبران سیاسى و مذهبى به دلیل قرارداشتن در موضع مرجعیت عمومى طبقات گوناگون مردم، ارزش تاریخى بیش‏ترى داشته و مى‏تواند بازتابهاى افزون‏ترى از رخدادهاى اجتماعى را نشان دهند.

دوم: بیت آیت‏الله سیدمحمد کاظم خراسانى، به عنوان یکى از رهبران مذهبى و سیاسى مهم و موثر در جریان مشروطه و برخوردار از مرجعیت شیعى، از مراکزى بوده که محل ارجاع بسیارى از آگاهى‏ها و اخبار ایران قرارگرفته بود. بى تردید، این اطلاعات از یک سو و اخبارى که نمایندگان آن مرجع در ایران براى ایشان ارسال مى‏کردند از دیگر سوى، مجموعه آگاهیهاى ایشان را از اوضاع ایران تشکیل مى‏داده و در اعلامیه‏هاى ایشان بازتاب جدى داشته است.

سوم: از این روى شایسته است تا در کنار هزاران سند مربوط به رخدادهاى دوران انقلاب مشروطه، این نامه‏ها و اعلامیه‏ها و گاه استفساریه‏ها نیز در قامت اسناد تاریخى به شمار آورده شود و از آنها در بازسازى گوشه‏هایى از اوضاع ایران در آن روزگار استفاده گردد.

 

نگاهى گذرا به واکنشهاى آخوند خراسانى به اوضاع ایران

در فاصله سالهاى 1339-1320ق/1290-1280ش

پى‏گیرى اعلامیه‏ها و اسناد دیگر به جاى مانده از آخوند خراسانى، نشان مى‏دهد که ایشان از نخستین سالهاى آغاز نهضت اجتماعى مشروطه، از این جریان آگاه بوده و مرجع پرسشها و شکایتها و درخواستهاى طبقات گوناگون مردم ایران بوده است.

درسال 1320 قمرى / 1282 شمسى، سه سال پیش از پیروزى اولیه انقلاب مشروطه، نامه‏هاى زیادى از مردم شهرهاى تهران و تبریز به نجف ارسال شده وایشان از کنسول‏گرى ایران در نجف، خواهان رسیدگى به وثاقت این نامه‏ها و اطلاعات مندرج در آن شده است.1

درسال 1324 ق / 1286 ش که درگیرى میان هواداران مشروطه و محمد على شاه در ایران بالا گرفته، نامه‏هایى از ایران ارسال شده و پاسخهایى از سوى ایشان داده شده است که به موارد سیاسى - اجتماعى آن اشاره مى‏شود:

درخواست ارفع الدوله از آیات عظام خراسانى و مازندرانى براى تعیین شرایط برقرارى صلح میان شاه و ملت.2

پاسخ ایشان به ارفع الدوله، مبنى بر لزومِ رعایت و اجراى خواسته‏هاى مردم در ایجاد مجلس و قانون اساسى.3

پرسشِ مشروطه خواهان از علماى نجف، مبنى بر تعیین تکلیف مخالفان مشروطه و پاسخ ایشان.4

صدور حکمِ آخوند درباره یکى از سران عشایر مخالف با مشروطیت.5

نامه ایشان درباره کنارگذاردن اختلافات و تقویت اساس مشروطیت.6

ارسال لوایح تشکر از سوى نمایندگان مجلس شوراى ملى جهت ایشان به نجف.7

حل مشکلِ مالى استرآبادى‏ها به حکم ایشان.8

درسال 1325 ه / 1287 شمسى اعلامیه حزب اجتماعیون درباره پیروى آیات عظام ایران از آخوند خراسانى در مقابله با استبداد پنهان محمد على شاه.9

مخالفت آخوند خراسانى با حکم تبعید شیخ غلامرضا سبزوارى از سوى روسها.10

فتواى حرمت پرداخت مالیات به کارگزاران حکومت محمد على شاه.11

درسال 1326 ه / 1288 شمسى، گزارش گردهمایى طلاب مشروطه خواه درنزدیکى بیت آخوند خراسانى.12

درسال 1327 ه / 1289 شمسى تاثیر نامه آخوند در مردم استرآباد، که به رغم مخالفت مستبدان انجام شد.13

حمایت موکد از استقلال ایران.14

قصد حرکت به سوى ایران جهت بیرون راندن بیگانگان.15

رهنمودهایى درباره ایجاد نظم و قانون در کشور پس از استبداد صغیر.16

آگاهى دادن به مردم براى جلوگیرى از هرج و مرج داخلى.17

لزوم توجه به اوضاع کشور.18

اهمیّت اتحاد مسلمانان.19

مخالفت با اعزام ایرانیان براى خدمت در ارتش عثمانى.20

پى‏گیرى جدى موضوع ایرانیان مقیم عتبات عثمانى.21

درسال 1328 نامه‏هاى مردم نهاوند22 و کرمانشاه23 براى پى‏گیرى مسائل شهر خود از سوى ایشان و توجه به شرایط بحرانى ایران.24

موضوع انتخاب نمایندگان ویژه، براى تطبیق قوانین مجلس با شرع.25

مخالفت با فرمان دولت عثمانى درباره دریافت مالیات افزوده از ایرانیان مقیم عتبات26 در سال 1329.

حکم حرمت خرید کالاهاى روسى.27

مخالفت با اقدامات نظامیان روسى در استرآباد.28

حکم به لزوم حفظ استقلال کشور و اخراج قشون خارجى.29

حکم مشروط کردن رفع حرمت از کالاهاى روسى به خروج نیروهاى نظامى آنها از ایران.30

حمایت از صیادان انزلى در برابر تهدیدات روسها.31

صدور این اعلامیه‏ها از سوى آخوند خراسانى بیان‏گر آن است که:

1. آخوند خراسانى با این که در حوزه عراق بود; اما از ریز و درشت اخبار و اطلاعات سیاسى - اجتماعى جامعه ایران آگاه بوده است.

2. در سالهاى صدور این اعلامیه‏ها، نهضت مشروطیت با عبور از مرحله اول فراگیرى به عنوان خواست عموم مردم، وارد مرحله پذیرش رسمى از سوى دولت قاجار شده است و سپس با مقاومت هیأت حاکمه، سه سال حال تعلیق را تجربه کرده و سرانجام با کوششهاى دوباره هواداران این نهضت با استفاده از نیروى نظامى به مرحله تثبیت رسیده است و آخوند خراسانى ناظر بر همین واقعیتها در هر مرحله موضع گیریهاى متناسب آنها داشته است.

3. آخوند خراسانى، به عنوان یک مرجع مذهبى، نفوذ و قدرت اجتماعى خود را در راه تجدید بناى نظام سیاسى نو در ایران به کارگرفت و در راه استقرار ارکان آن و مخالفت با موانع موجود، از همه توان خود استفاده کرد. همین حضور واقعى و عالمانه، ایشان را به یک ایران شناس تبدیل کرد که سزاوار است دیدگاه‏هاى او درباره ایران، بیش از پیش مورد توجه پژوهش‏گران تاریخ اسلام و تشیع و ایران قرار گیرد.

براى نمونه، از میان اعلامیه‏هاى ایشان اعلامیه زیر به عنوان متن انتخاب شد و مى‏کوشیم تا بینش تاریخى آخوند از نهضت مشروطیت، بر اساس آن تحلیل شود.

 

دیدگاه آخوند خراسانى از ماهیت نهضت مشروطه

در جمادى الثانى سال 1327 قمرى / 1289 شمسى، پنج سال پس از امضاى رسمى سند مشروطیت از سوى مظفرالدین شاه و دو سال پس از پایان دوره استبداد صغیر و استقرار مشروطه خواهان و نیز مجلس شوراى ملى، اعلامیه آخوند خراسانى و مازندرانى از نجف به ایران رسید.

در این هنگام، آخوند دیدگاه خود را براى برون رفت از بحران پیدا شده پس از استقرار نظام تازه مشروطیت در ایران، ارائه کرده است و در ضمن، به تحلیلهایى درخور توجه از جامعه ایران پیش و پس از مشروطه پرداخته است.

آخوند پیشنهادهاى خود را با ارائه دیدگاهى از ماهیت نهضت مشروطه ارائه مى‏کند که به شرح زیر است:

 

مردمى بودن نهضت

آخوند خراسانى در این اعلامیه، با نام بردن از طبقات گوناگون مردم32 مشارکت عمومى ایرانیان را در این نهضت نشان داده و نیز همبستگى آنان را در راه این آرمان به تصویر کشیده است

 

هدف دار بودن نهضت

آخوند نهضت مشروطه را نهضت کور و یک شورش بى هدف نمى‏داند، او با بیان هدفهاى نهضت، کوشیده تا شعور و آگاهى ملى ایرانیان را نیز نشان دهد.

 

ابعاد هدفهاى نهضت

آخوند با هوشیارى ویژه خود از ابعاد هدفها در نهضت مشروطه یاد مى‏کند، تا نشان دهد که این نهضت با توجه به گوناگونى اهداف خود درصدد خلق یک تحول اجتماعى بزرگ در ایران بوده است و این مهم تنها از راه تحول در پدیده‏هاى زیر ممکن مى‏شود:

1. تحول در نگهبانى از دین و حاکمیت قوانین آن در جامعه.33

2. تحول در روند آبادانى ایران و توسعه رفاه ملى.34

3. تحول در ساختارهاى نظام اقتصادى.35

4. تحول در چگونگى اِعمال اراده ملى بر نظام سیاسى ایران.36

آخوند، با بیان این هدفها، از جامعه ایران پیش از مشروطه تصویرى این چنین در برابر چشمان ما مى‏گذارد:

ایران پیش از نهضت مشروطیت در معرض از دست دادن بخش مهمى از هویت خود، به دلیل اقدامات دولت قاجاریه، قرارگرفته بود. این نکته از آن جهت جالب است که آخوند در تحلیل خود از سطح پدیده‏ها و ظاهر رفتارها گذشته، و به عمق این جامعه نگریسته است.

گویا آخوند مى‏خواهد بگوید در جامعه‏اى که هیأت حاکم آن در اِعمال حاکمیت خویش، خودکامگى را پیشه کرده و خویش را از افکار و اندیشه و خرد جمعى محروم ساخته است، دین که مهم‏ترین بخش هویت ساز جامعه ایران بوده به خطر افتاد و روح قوانین آن در محاق قرار گرفت و با به خطر افتادن این بخش از هویت در ایران، کشور به روز مرگى دچار شد و راه رشد مردمان آن نیز مسدود گردید و ستمگرى و حیف و میل اموال عمومى مرسوم شد و دیگر از حرکت در مسیر آبادانى ملى خبرى نبود.

این‏که آخوند، نخستین هدف در نهضت مشروطه را حفظ دین اعلام کرده است، بسیار درخور تامل است; چرا که تاکنون به فراوانى از فسادهاى گوناگون و ابعاد انحطاط جامعه ایران و هیأت حاکمه آن، پیش از نهضت مشروطه، سخن گفته شده است; اما کم‏تر به ارتباط میان این اوضاع و انحطاط دین و نگرش دینى و تضعیف موقعیت و جایگاه تفکر دینى در تعاملات اجتماعى - سیاسى توجه شده است.

به راستى کدام بخش از دین و قوانین آن در جامعه ایران، پیش از مشروطه درمحاق رفته و به خطر افتاده که براى رونق و رواج آن نیاز به یک حرکت جمعى گسترده، همچون نهضت مشروطه بوده است؟ مراد آخوند، قطعا شعائر دینى نبوده که هزاران نشانه درباره انجام با شکوه و رواج و رونق آنها وجود داشته است. این پرسش کلیدى است که مى‏تواند زمینه تحلیلهاى تازه را از شرایط اجتماعى و سیاسى ایران آن روزگار در پیش روى پژوهش‏گران قراردهد. آخوند، زیرکانه با بیان اهداف توانسته دریچه‏اى رو به وضعیت حاکمیت ایران پیش از نهضت مشروطه بگشاید.

 

ارزیابى تحقق اهداف نهضت

آخوند خراسانى در ادامه تحلیلهاى خود، به نقل وضعیت موجود (چند سال پس از پیروزى مشروطه خواهان در ایران) پرداخته است و ایران را در دوران جدید مشروطه این گونه نشان مى‏دهد که سنتها و قالبهاى حاکم بر جامعه پیش از مشروطیت در ابعاد سیاسى37، ادارى38، اقتصادى39 و دینى40 بدون تغییر و دگرگونى باقى مانده است.

او، بانقل یازده مورد از مرسومات آشکار در رفتار نظام سیاسى جدید، نشان مى‏دهد که به رغم همه کوششها، هیچ یک از اهداف مهم مشروطیت، که تحقق آنها عامل ایجاد حرکت ملى در میان ایرانیان شد و حمایت علما را نیز به همراه داشت، تحقق نیافت.

آخوند زیرکى وهوش خود را در این بخش از ارزیابى و تحلیل دگر باره به نمایش مى‏گذارد، همان سان که در بخش پیشین تحلیل خود از اوضاع سیاسى- اجتماعى ایران، هرگز در سطح و ظواهر رخدادها و رفتارها باقى نماند و تفکر خویش را به ژرفاى لایه‏هاى زیرین جامعه ایران رساند تا بتواند به ریشه‏ها دست یابد، در این مرحله نیز، از تحلیل ظواهر دوران سیاسى تازه آغاز شده و ارکان نظام جدید، فراتر رفت و ژرفاى آن را کاوید و هرگز مظاهر پر سروصداى مشروطیت، همچون مجلس شوراى ملى و تدوین قانون اساسى، او را نَفَریفت و با بیان مسائل یازده‏گانه نشان داد که چگونه تحولات واقعى در راه رسیدن به اهداف مشروطیت، هنوز در جامعه ایران رخ نداده است.

نشانه‏هایى که آخوند در این بخش از اعلامیه خود بر جاى مى‏نهد، به روشنى تداوم سنتهاى حاکم بر جامعه ایران پیش از انقلاب مشروطه را در چند سال پس از برپایى مشروطه نیز نشان مى‏دهد.

 

پیامدهاى منفى تحقق نیافتن اهداف مشروطه

آخوند به عنوان یک مرجع آگاه از وضعیت جامعه ایران، آشکارا سه پیامد منفى بزرگ را حاصل تحقق نیافتن اهداف مشروطه در میان مردم، به عنوان حامیان اصلى این نهضت، مى‏داند:

1. گسست پیوندهاى اجتماعى:41

نهضت مشروطیت با توجه به ابعاد بزرگ اجتماعى آن، نخستین رونمایى از قدرت ملى ایرانیان در سده‏هاى اخیر بود که توانست مفهوم ملت و اقتدار آن را آشکار ساخته و در ساخت قدرت سیاسى جایگاه مهمى را براى آن به‏وجود آورد. این اقتدار، تنها در صورت حرکت به سوى تحقق اهداف مشروطه مى‏توانست به حیات خود ادامه دهد. آخوند خراسانى به عنوان نخستین پیامد، از دلسردى و سردرگمى مردم یادکرده که به تفرقه آنان مى‏انجامد و همبستگى اجتماعى را از میان مى‏برد.

2. مقابله مردم با اساس مشروطه:42

آخوند، انتظارات مردم را از انقلاب مشروطه، با توجه به هدفهاى آن به حق دانسته و برخوردارى نظام جدید را در گرو حرکت آن در مسیر تحقق این اهداف مى‏داند و پیش بینى مى‏کند که باتوجه به تداوم شرایط پیش از انقلاب، مردم ناراضى خواهند شد و باتوجه به آگاهى که از قدرت ملى خود به دست آورده‏اند، به ضدیت با اساس مشروطیت خواهند پرداخت.

3. امکان حرکت شورش گرانه مردم:43

آخوند، آخرین پیامد به حقیقت نپیوستن هدفهاى مشروطه را آمادگى مردم براى انجام شورشهاى کور و هرج و مرج طلب اعلام مى‏کند. به نظر او، آن گاه که مردم اهداف بلندى را که صحیح مى‏دانستند، غیر قابل تحقق ببینند، دچار تحیر شده و آمادگى مى‏یابند تا به نواى هر شورش‏گرى پاسخ داده و نظام اجتماعى را به سوى انهدام ببرند که هزینه چنین حرکتهایى براى جامعه و مردم بسیار زیان بار خواهد بود.

دراین بخش از تحلیل، آخوند همچون یک جامعه شناس آگاه از شرایط اجتماعى ایران به پیش بینى از روند حوادث دست یازیده و احتمالهاى گوناگونى را ارائه مى‏کند. نقطه عطف تحلیلهاى او در این بخش، مردم ایران‏اند و ارزیابى از کنشهاى جمعى آنان در هنگام به حقیقت نپیوستن اهداف. گذشت زمان نشان داد که چگونه بعضى از پیش بینیهاى آخوند درست بود و واقع شد; همبستگى اجتماعى جاى خود رابه تفرقه ملى در هیاهوى منازعات تازه به قدرت رسیدگان داد. هرچند مردم به رویارویى با اساس نظام مشروطه روى نیاوردند و شورشهاى کور به راه نینداختند; اما آرام آرام ناامید شده و خود را از صحنه حمایت از مشروطه کنار کشیده و فرصتهاى تازه‏اى به اندیشه‏هاى استبدادى دادند، تا آن‏جا که کودتایى همانند کودتاى سوم اسفند از مشروطیت جز نامى باقى نگذاشت. و سرانجام همان شد که آخوند پیش بینى مى‏کرد.

 

پیشنهادها و راه کارهاى حرکت دوباره به سوى به حقیقت پیوستن هدفهاى نهضت

آخوند خراسانى، در بخش پایانى این اعلامیه نشان مى‏دهد که تنها منتقد وضع موجود نیست، بلکه طراح و ایده پرداز حرکت در شرایط دشوار به سوى به حقیقت پیوستن مشروطه نیز هست. او با ارائه راهکارهاى برون رفت از بحران به وجود آمده، پیشنهادهاى اصولى ویژه‏اى را به جامعه ایرانى ارائه داده است.

 

دلایل اصولى بودن پیشنهادهاى آخوند

1. بیان مبناى پیشنهادها:44

آخوند، به دلیل جامعیت علمى و مشرب فلسفى خود، نگاه به ریشه‏ها را هرگز نادیده نینگاشته است. از نقطه اصلى هویت طبقات اجتماعى شرکت کننده در جریان نهضت مشروطه یاد کرده است و آن را اسلام معرفى مى‏کند وراه انهدام بقایاى استبداد را نیز باز همان اسلام بیان مى‏کند و دوام مشروطه را هم به بقاى اسلام مى‏داند.

2. روش اجراى پیشنهادها:

آخوند، اجراى پیشنهادها را بستگى به روش پذیرفته شده در نظام سیاسى جدید; یعنى مجلس شوراى ملى مى‏داند، از این روى مخاطبان درجه اول خود را نمایندگان مجلس اعلام کرده است، تا نشان دهد که به نظام جدید همچنان امیدواراست و نیز خواسته است مایه آرامش خاطر مردم را فراهم آورد و به ترمیم اعتماد آنان به مهم‏ترین رکن نظام جدید کمک کند و همچنین مایه دلگرمى نمایندگان شود.

3. واقع نگرى در پیشنهادها:

آخوند، با توجه به وضعیت نظام سیاسى تازه ایران، به ارائه پیشنهادهاى واقعى روى آورده است. این پیشنهادها را مى‏توان در دو دسته تقسیم کرد:

 

پیشنهادهاى نظرى

آخوند، از آن‏جا که قدرت سیاسى جدید را در مجلس شوراى ملى و نمایندگان آن مى‏داند، گویا تردید و سردرگمى و بى برنامگى را درمیان ایشان درک کرده است. از این روى، مى‏کوشد تا با تقویت روحى آنان، انگیزه حرکت تازه را در ایشان پدید آورد. لذا پیشنهاد مى‏کند که نمایندگان مجلس سه باور را در خود احیا کنند:

- باور به خود45

- باور به همکاران خود46

- باور به مردم و قدرت آنان47

آخوند، غیرمستقیم، تصویرى عمومى ازنمایندگان این دوره مجلس پیش چشم مى‏گذارد و نشان مى‏دهد که شرایط اجتماعى حاکم، پیش از نهضت مشروطه، چگونه تا درون مجلس شوراى ملى نیز پیش رفته است، یعنى نمایندگانى به مجلس راه یافته‏اند که بى اعتماد به خود و مسؤولیت خویش‏اند و نیز توان و قدرت مردمان خویش را فراموش کرده‏اند.

 

پیشنهادهاى عملى

درپایان، آخوند پیشنهادها و راه کارهاى عملى خود را یک به یک ارائه مى‏کند. ترتیب پیشنهادها نیز نشان دهنده اولویتهاى جامعه ایران آن روزگار است:

اصلاح نظام ادارى

آخوند، بعضى از نمونه‏هاى اصلاحات ادارى را ذکر کرده است.48 با توجه به ارتباط مستقیم مردم با ادارات و در نتیجه، کارکرد و نقش مهم و تاثیر فراوان در ایجاد رضایت و نارضایتى مردم، این پیشنهاد در اولویت قرار گرفته است.

اصلاح نظام مالیاتى49

همواره نظام مالیاتى، به دلیل ارتباط مستقیم با درآمد مردم، اگر از یک فرایند واقعى و قابل انعطاف برخوردار نباشد، مى‏تواند به عامل نارضایتى عمومى بدل شود. آخوند با پیشنهاد اصلاح این نظام از نامطلوب بودن وضعیت موجود آن نیز پرده برداشته است و همین نکته ارتباط ایشان را با مردم ایران نشان مى‏دهد.

اصلاح قوانین کشورى50

اصلاح قوانین کشورى از دیگر نکات مورد توجه آخوند است. او به نیکى مى‏دانست که تفاوت اساسى جامعه ایران پیش از مشروطه و پس از آن، باید حاکمیت قانون باشد و حاکمیت قانون منوط به وضع قوانین واقع گرایانه و قابل اجرا از سوى نمایندگان مجلس مى‏باشد، تا در درازمدت به اصلاح کلى روابط اجتماعى منجر شود.

نتیجه

در بررسى اسناد تاریخى یک دوره، نباید به منابع مکتوب، که در قالب کتاب یا مقاله نگاشته شده‏اند، بسنده کرد، بلکه اعلامیه‏ها و نامه‏ها نیز مى‏توانند در بررسى تاریخ یک دوره مؤثر باشند. بویژه اگر آنها از سوى شخصیتهاى برجسته و با نفوذ صادر شده باشند. بر این اساس، از نامه‏ها و اعلامیه‏هاى رهبران مذهبى که در تحولات تاریخى - اجتماعى ایران دخیل و اثرگذار بوده‏اند، مى‏توان در تحلیل تاریخ ایران سود برد و با این نگاه، به ابعاد تازه‏ترى دست یافت.

همان گونه که در این نوشتار، با بررسى اعلامیه و نامه صادر شده از سوى آخوند خراسانى در سال 1327ق، افزون بر نمایان شدن تفکر تاریخ‏نگارى و تاریخ‏نگرى ایشان، راه تازه‏اى فرا روى تحلیل‏هاى پژوهش‏گران نهاده مى‏شود.

پى نوشتها:

 1. آخوند خراسانى به روایت اسناد، به کوشش: على ططرى، فاطمه ترک‏چى /11، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، قم، 1390. دبیرخانه کنگره بزرگداشت آخوند خراسانى.

2. همان / 87.

3. همان / 88.

4. همان / 89.

5. همان / 100.

6. همان / 101-104.

7. همان / 104.

8. همان / 107.

9. همان / 108-112.

10. همان / 119.

11. همان / 147.

12. همان / 152.

13. همان / 155.

14. همان / 157.

15. همان / 161.

16. همان / 163.

17. همان / 167.

18. همان / 168.

19. همان / 168.

20. همان / 172.

21. همان / 179 -177.

22. همان / 186.

23. همان / 188.

24. همان / 210.

25. همان / 214.

26. همان / 225.

27. همان / 236.

28. همان / 245.

29. همان / 248.

30. همان / 256.

31. همان / 258.

32. همان / 163 »... بدیهى است تمام زحمات و مجاهدات علما و امرا و سرداران عظام ملى و مجاهدین دین پرست وطن خواه و طبقات ملت ایران در استقرار اساس قویم مشروطیت... «.

33. همان »... براى حفظ دین... و اجراى احکام و قوانین مذهب... «.

34. همان »... . احیاى وطن اسلامى وترقى ملت... «.

35. همان »... آبادانى مملکت... . و سدابواب حیف ومیل درمالیه... «.

36. همان »... قطع مواد تعدى وتحمیل چند نفرخودخواه و خودرأى بود«.

37. همان »... نه از براى این که به جاى اشخاص آن اداره استبدادیه - که هرچند بود باز لفظ دین بر زبان داشت - یک اداره استبدادیه دیگر از مواد فاسده مملکت به اسم مشروطیت... «.

38. همان »... یا طرفدارى کارکنان و... در جمیع ادارات... به تکثیر ادارات مضره و توسیع دوایر مفسده... بپردازند«.

39. همان »... صرف مالیه مملکت در این مصارف و معاشهاى خطیره از مال ملت مظلومه درباره همدیگر برقرار نمایند... به جاى تخفیف عوارض شعب کثیره از مالیاتهاى غیرقابل تحمل از سفیدى نمک تا سیاهى زغال... به ملت تحمیل نمایند... «.

40. همان »... در عوض اجراى تمدن اسلامى، که به اتفاق تمام عقلاى عالم وسیله منحصره حفظ این مملکت و جامع وحید این ملت است، علنا به ضدیت مذهب... همت گمارند و در هتک نوامیس دینیه و اشاعه منکرات اسلامى از بذل مجهود فروگذارى نکنند«.

41. همان »... ابقاى دو دستگى و عدم اتحاد کلمه ملیه... «.

42. همان »... طبقات ملت را به ضدیت با اساس مشروطیت بالطبیعه وادار کرده...«.

43. همان »... و مورد هیجان عمومى و انقلاب مملکت را از هر جهت کاملا فراهم مى‏کنند«.

44. همان »... بحمدالله تعالى، ایران مملکتى است اسلامى و قاطبه امرا و سرداران عظام ملى و مجاهدین غیور و فداییان اسلام و قاطبه ملت با اتحاد عنصر غالب به دیانت حقه اسلامیه ثابت و راسخ[هستند] و امتیاز مشروطیت و آزادى مملکت جز براساس قویم مذهبى غیرممکن وحفظ اسلام و صیانت از وطن اسلامى همان تکلیفى را که درهدم اساسى استبداد ملعون سابق مقتضى بود درهدم این اداره استبدادیه مرکبه از مواد فاسد مملکت و دشمنان دین و وطن هم به طریق اولى...«.

45. همان. ». . مبعوثین دین پرست، مرعوبیت از هیاهوى این دسته دشمنان دین و وطن را به کلى کنارگذاشته... «.

46. همان »... به اتحاد و اتفاق کلمه میان خود... . «.

47. همان »... حمایت آقایان علماى اعلام و امرا و سرداران عظام و مجاهدین با همت و غیرت وطن خواه و قاطبه ملت ایران مستظهر... «.

48. همان »... تمام این ترتیبات مفسده و اداره سازیها و معایب دشمن پرور را الغا کنند... از ادارات مملکتى به اقل ضرورت اکتفا و مستخدمین در کلیه ادارات، خصوصا عدلیه را از مردمان با قناعت و با دیانت و صحیح المسلک و با عقیده انتخاب کنند... «.

49. همان »... معظم مالیات ماخوذ از ملت را در دو ترتیب قواى نظامى و تشکیل قشون منظم مصروف نمایند«.

50. همان »... مجلس سنا را هم، که قانونا لازم و حاسم اکثر مواد فساد وتعویقش تاکنون ظاهرا به مبادى افسد منتهى باشد به اسرع امکان تشکیل [دهند] و مدعى العموم قانونى هم از رجال با علمیت و دیانت و عارف به شرعیات و سیاست عاجلاً تعیین کنید«